لأبى الحسن ، ثقة » را آورده است . 1948712 خ 0 498 خ در مباحث مقدماتى اين كتاب گذشت كه تعبير « قيّم » نيز از تعابير رايج درباره وكلا بوده است . كشّى نيز با نقل جريان دستگيرى و حبس وى در عصر متوكّل به جرم وكالت براى امام هادى عليه السّلام ، وكالتش براى آن جناب را تثبيت كرده است . بنابراين نقل ، متوكّل عباسى در ادامه اقدامات خشونتآميز خود بر ضد شيعيان و به ويژه خواص و نزديكان و دستياران و وكلاى امام هادى عليه السّلام ، پس از سعايت و گزارشى كه درباره « على بن جعفر همانى » صورت گرفت ، اقدام به دستگيرى ، حبس و شكنجه وى نمود . پس از مدتى طولانى كه از حبس وى سپرى شد ، و با نااميدى از آزادى ، با دادن وعده سه هزار دينار به « عبيد الله بن يحيى بن خاقان » ، وزير متوكل ، وى را تحريك كرد كه درباره آزادىاش با متوكل سخن بگويد . او نيز در فرصتى مناسب ، جريان حبس « على بن جعفر » را با متوكل مطرح و آزادىاش را طلب كرد . متوكل در مقابل ، ضمن مخالفت با اين امر ، به وى گفت : « اى عبيد الله ! اگر دربارهات ترديد داشتم ، با اين درخواست ، مىگفتم كه رافضى هستى ! عمويت فتح بن خاقان مرا خبر داده كه اين شخص ( على بن جعفر ) وكيل فلانى ( على بن محمد الهادى عليه السّلام ) است ؛ لذا خودت را براى او و امثالش به زحمت مينداز ؛ و من تصميم بر كشتنش دارم ! » پس از آنكه خبر اين سخن متوكّل و تصميم شوم و خطرناك وى به گوش « على بن جعفر » رسيد ، ضمن نامهاى كه از زندان براى امام هادى عليه السّلام ارسال نمود ، چنين نوشت : « اى سيّد من ! شما را به خدا برايم چارهاى بينديشيد ؛ چرا كه مىترسم با اين تصميم متوكّل ، در ادامه راه دچار لغزش و ترديد شوم » . امام عليه السّلام نيز در پاسخش چنين نگاشت : « حال كه وضع تو بدين منوال است ، با خداوند متعال دربارهات مناجات خواهم نمود » ( امّا اذا بلغ بك الامر ما أرى فسأقصد الله فيك ! ) .
اين جريان در شب جمعه بود . فرداى آن شب ، متوكّل به شدت دچار تب شد و روز به روز بر شدّت تب افزوده شد تا آنكه در روز دوشنبه ، در آستانه هلاكت قرار گرفت ! از اينرو دستور داد همه زندانيانى را كه نامشان بر او عرضه مىشد آزاد كنند ؛ تا آنكه خودش نام « على بن جعفر » را برد و به وزيرش ، « عبيد الله بن خاقان » ، گفت : چرا متعرض نام او نشدى ؟ ! و او در پاسخ گفت : هرگز سخنى از او به ميان نخواهم آورد ! متوكّل دستور آزادى او را در همان لحظه صادر كرد ، و به وزيرش نيز دستور داد كه از جانب متوكّل از « على بن جعفر » طلب حلّيت كند ! بدين صورت بود كه اسباب آزادى « على بن جعفر »
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٣٨