تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
است 8676712 خ 0 25 خ با صرف‌نظر از روايات وارد در شأن وى ، به كلام علامه بحر العلوم اشاره مىكنيم ؛ ايشان به نقل از برخى عرفا آورده كه براى استعلام حال « محمد بن سنان » به قرآن كريم تفأل زده و آيه
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
آمده است . 9676712 خ 0 26 خ همچنين جايگاه رفيع معرفتى وى از كثرت روايات و كثرت راويان از او ، قابل استفاده است . 0776712 خ 0 27 خ « عثمان بن سعيد عمرى » كه به عنوان باب امامين عسكريين عليهما السّلام و ناحيه مقدّسه مهدويّه مطرح بوده است ، از برجستگان علمى در ميان اصحاب اين سه امام همام بوده و مدت مديدى در خدمت امامين عسكريين عليهما السّلام انجام وظيفه مىكرد . همين امر ، وى را داراى شناخت و معرفتى عميق نسبت به معارف شيعى كرده بود . از جمله شواهدى كه براى صلاحيت معرفتى و معنوى وى و فرزندش و دو سفير ديگر در عصر غيبت صغرا مىتوان ذكر كرد اين است كه در ميان همه رجال بزرگ شيعى ، وظيفه خطير سفارت به آنان محوّل شده است . 1776712 خ 0 28 خ

6 . 1 . 3 . اوج كتمان و تقيه

گرچه نهان‌كارى و تقيّه به عنوان اصلى لازم ، نه‌تنها براى وكلاى ائمه عليهم السّلام بلكه براى معمول شيعيان مطرح بود ، ولى مقام بابيّت امام معصوم ، مقتضى آن بود كه فرد از قدرت بالايى در اين زمينه برخوردار باشد ؛ چرا كه حفظ اسرار معصومين عليهم السّلام ، و كتمان حقايق به جز در موارد خاص ، جز با كتوم بودن و زيركىهاى ويژه ممكن نبود . اصولا معصومين عليهم السّلام كسانى را به اين مقام برمىگزيدند كه به صورت خاص ، واجد اين شرط بودند . حفظ ودايع و امانت‌هاى معنوى ، و رعايت مصالح در ابراز و اظهار اسرار نهانى ، چنين مىطلبيد كه باب‌هاى معصومين عليهم السّلام از ميان معتمدترين شخصيت‌هاى شيعى برگزيده شوند . در تأييد اين مدعا ، در اين‌جا تنها به كلام « ابو سهل نوبختى » در وصف سومين باب ناحيه مقدّسه ، يعنى « حسين بن روح نوبختى » اشاره مىكنيم . وى در پاسخ از اين سؤال كه با توجه به جايگاه علمى و اجتماعىاش ، چرا ناحيه مقدّسه ، او را به مقام بابيّت برنگزيده است ، گفت : « آنان ( ائمه عليهم السّلام ) بدان‌چه مىكنند آگاه‌ترند ؛ من فردى هستم كه اشتغال به مناظره و برخورد با دشمنان دارم و اگر هم‌چون ابن روح ، از مكان ( اختفاى ) امام عليه السّلام آگاهى داشتم و مجبور به افشاى آن مىشدم شايد چنين مىكردم ؛ ولى ابن روح چنان است كه اگر