پدر ! چرا كه مادرش مؤمنه نبود ( كشف الغمة ، ج 3 ، ص 306 ) و طلب دعا از امام هادى عليه السّلام براى اصلاح اعتقادات و پاسخ مثبت حضرت ( الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 358 ، ح 12 و بحار الانوار ، ج 49 ، ص 51 ، ح 53 ) و طلب دعا از ناحيه مقدّسه براى اصلاح بين زوجين ، و پاسخ مثبت حضرت ( كتاب الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 197 و الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 479 ) و طلب دعا از ناحيه مقدسه براى آزادى « باداشاله » كه « عبد العزيز » وى را در حبس كرده بود ، و اخبار ناحيه از خلاصى محبوس ( كمال الدين و تمام النعمة ، ص 489 ، ح 12 ) و توقيع امام هادى عليه السّلام به « ابو هاشم جعفرى » در پاسخ به طلب دعاى وى از حضرت براى آزادى ، و وعده مثبت حضرت ( اثبات الوصية ، ص 233 ) .
شرح
5426712 خ 0 ( 160 ) خ براى نمونه ، نك : اخبار امام عصر عليه السّلام به « محمد بن ابراهيم بن مهزيار » پيرامون آنچه وى و پدرش درباره اموال ناحيه گفته و كرده بودند ( كمال الدين و تمام النعمة ، ص 487 ، ح 8 ) و توقيع ناحيه مقدسه و اخبار از بقا يا موت حمل ، در موارد متعدد ( همان ، ص 489 ، ح 12 و ص 492 ، ح 15 ) و شرح آنچه در يكى از مجالس شيعيان گذشته بود ، در توقيعى از ناحيه مقدّسه ( همان ، ص 498 ، ح 22 ) و اخبار ناحيه مقدّسه به « محمد بن شاذان بن نعيم » درباره ميزان دقيق وجوه شرعى ( همان ، ص 509 ، ح 38 ) و طلب كردن ناحيه مقدّسه 700 دينار متعلق به امام عليه السّلام را ، از بدر ، غلام « احمد بن حسن » ( ارشاد ، ص 354 ) و اخبار امام عسكرى عليه السّلام از عدم بروز كم آبى و عطش در سفر حج ، در توقيع به ابو على مطهرى ( همان ، ص 342 و كشف الغمّة ، ج 3 ، ص 286 ) و اخبار ناحيه مقدّسه از فراموشى شمشير متعلق به ناحيه ، توسط مرد آوجى ( ارشاد ، ص 355 ؛ كشف الغمّة ، ج 3 ، ص 350 و كافى ، ج 1 ، ص 523 ، ح 20 ) و اخبار امام عسكرى عليه السّلام از مسأله فراموش شده توسط سائل ( الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 431 ، ح 10 ) و اعلام انتهاى عصر غيبت صغرا در توقيع به سفير چهارم ( اعلام الورى ، ج 2 ، ص 260 ) و اخبار امام عسكرى عليه السّلام در مورد بيمارى « اشجع بن اقرع » و مرگ فرزندش ( مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 432 ) و اخبار امام هادى عليه السّلام به دستگيرى « محمد بن فرج » و بازگردانده شدن مزرعهاش به وى پس از آزادى ( كافى ، ج 1 ، ص 500 ، ح 5 ) و اخبار امام عسكرى عليه السّلام از غلبه بر دشمن در توقيع به « على بن حسن بن فضل يمانى » ( همان ، ص 508 ، ح 7 ) و جواب امام