شرح
1626712 خ 0 ( 186 ) خ كتاب الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 215 ، 218 و 221 .
1626712 خ 0 ( 187 ) خ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 300 ، ح 19 .
1626712 خ 0 ( 188 ) خ بنابه روايت كلينى ؛ ( كافى ، ج 1 ، ص 517 ، ح 4 و بحار الانوار ، ج 51 ، ص 308 ، ح 25 ) وى به همراه « ابو صدام » و جمعى ديگر از وكلا نسبت به اموالى كه در دستشان بود و اينكه چگونه به امام دوازدهم عليه السّلام تحويل دهند ، دچار حيرت شده و تصميم به فحص و تحقيق گرفتند . او به همراه اموالى حركت كرده و به بغداد آمد و خانهاى اجاره كرد .
وكلاى مقيم بغداد نيز با يك برنامه حساب شده ، اموالى متعلق به امام عليه السّلام را آورده و در خانهى مذكور ريختند ، و در مقابل سؤال وى از آن اموال ، تنها مىگفتند : همين است كه مىبينى ! در اين هنگام ، نامه امام عليه السّلام به دستش مىرسد كه در آن ، دستور آوردن اموال مزبور در فلان ساعت از روز به عسكر ، به وى ابلاغ شده بود . او پس از بردن اموال به خانه حضرت ، موفق مىشود از پس پرده با ايشان سخن بگويد و نسبت به وظايفش يقين حاصل نمايد . در اين ديدار ، امام عليه السّلام دو قطعه پارچه به وى اهدا كرده و فرمودند : به آن نياز خواهى يافت ! وى پس از بازگشت ، در ماه رمضان رحلت كرده و در همان پارچهها تكفين گرديده و دفن شد .
2626712 خ 0 ( 189 ) خ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 507 ، ح 37 .
3626712 خ 0 ( 190 ) خ كتاب الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 239 .
3626712 خ 0 ( 191 ) خ همان ، ص 240 .
5626712 خ 0 ( 192 ) خ همان ، ص 242 .
9626712 خ 0 ( 193 ) خ و
0726712 خ 0 ( 194 ) خ . كتاب الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 210 .
0726712 خ 0 ( 195 ) خ ابن طاووس در مهج الدعوات نقل كرده كه امام صادق عليه السّلام به هنگام حركت به سمت عراق ، در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم دعايى را براى دفع شرّ مأمون قرائت فرمود كه در كتاب مزبور نقل و شرح شده است . در اين سفر ، منصور ، امام عليه السّلام را متهم كرد كه از شيعيانش در عراق اخذ خراج و زكات مىكند و مردم عراق وى را به عنوان امامشان پذيرفتهاند .
امام عليه السّلام اين ادعا را تكذيب كرده و اشاره فرمود كه آنچه شيعيان براى حضرتش مىآورند هداياى شخصى آنان است نه خراج دولتى . ر . ك : تنقيح المقال ، ج 3 ، رقم 11994 ؛ بحار الانوار ، ج 47 ، ص 187 و مطالب السئول ، ابن طلحه ، ص 114 - 115 .