تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
داشت . جريان منحرف واقفيّه ، هرچند موجب وارد آمدن لطماتى به سازمان وكالت شد ، ولى با درايت امام عليه السّلام مجددا امور سازمان در حركت طبيعى خود ادامه مسير داد . در اين برهه نقش نظارتى امام عليه السّلام در محدود كردن فعاليت اين وكلاى خائن و ممانعت از گرايش ديگر وكلا و شيعيان به آنان قابل انكار نيست . 2385712 خ 0 128 خ امام جواد عليه السّلام نيز با نظارت دقيق بر كار سازمان ، موجب تقويت و گسترش آن در عصر خود شد . اين نظارت و كنترل ، دورترين نقاط در قلمرو سازمان وكالت را نيز دربرمىگرفت ؛ براى نمونه ، آن جناب دو وكيل و نماينده سيّار به نام‌هاى « مسافر » و « ميمون » به نواحى مركزى ايران ، از جمله قم ، ارسال فرمود تا ضمن تماس با وكيل‌هاى مقيم ، وجوه شرعى جمع شده در نزد آنان را نيز اخذ و به نزد حضرت ببرند . « زكريا بن آدم » كه وكيل برجسته حضرت در قم بود ، به علّت مشاهده اختلافى كه بين اين دو نماينده‌ى سيّار بروز كرد از تحويل وجوه شرعى خوددارى نمود . اين امر موجب شد امام عليه السّلام از طريق « احمد بن محمد بن عيسى قمى » پيامى به زكريا مبنى بر لزوم ارسال وجوه شرعى بفرستد . 3385712 خ 0 129 خ همين‌طور طبق نقل كلينى ، آن جناب بر خيانت « صالح بن محمد بن سهل همدانى » كه وكيل وقف در قم بود اطلاع يافته و به يكى از شيعيان در اين خصوص شكوه نموده است . 4385712 خ 0 130 خ شواهدى نيز تصريح به نظارت دقيق امام هادى عليه السّلام بر كار وكلاى خود دارند ؛ براى نمونه ، دو وكيل امام هادى عليه السّلام در كوفه و نواحى بغداد و مدائن و قراى سواد ، يعنى « ايّوب بن نوح بن درّاج » ( كه وكيل كوفه بود ) و « ابو على بن راشد » ( كه وكيل بغداد و مدائن و قراء سواد بود ) در بعضى از مسئوليت‌ها ، دچار خلط عملكرد شدند : گاهى « ايّوب بن نوح » از شيعيان نواحى مربوط به قلمرو ابو على ، وجوه شرعى را اخذ كرده و با آنان مرتبط مىشد ؛ و گاه نيز ابو على با شيعيان كوفه ارتباط برقرار مىكرد ! اين امر موجب بروز مشكلاتى شده بود ، و بالاتر از همه ، ساختار امنيتى حاكم بر سازمان را دچار خدشه مىكرد ؛ و به هر حال با نظم و سامان‌مندى مطلوب در كار سازمان وكالت منافات داشت . از اين رو ، امام هادى عليه السّلام طى نامه‌اى به اين دو وكيل ، آنها را از دخالت در امور مربوط به قلمرو ديگرى شديدا نهى ، و پيامدهاى اين امر را برشمرد . متن اين نامه ، طبق نقل كشّى ، چنين است :