سپرده بودند ، از اين منطقه عازم بغداد مىشود . در منطقه سرخس در حالىكه در خيمهاش مشغول جدا كردن كيسههاى طلا از نقره بوده ، كيسهاى - بدون آنكه وى متوجه شود - در زير شنها مفقود مىشود . پس از ورود به همدان ، او متوجه فقدان آن كيسه شده و از جانب خودش جاىگزين آن را قرار مىدهد . پس از ورود به بغداد و رفتن نزد حسين بن روح ، سفير سوم از مفقود شدن كيسه مزبور خبر داده و كيسهاى را كه وى از جانب خود جاىگزين كرده بود جدا كرده و به او بازمىگرداند و مىگويد : به مكان خود بازگرد و كيسه مفقود شده را در فلان موضع از زير شنها خارج كن و به اينجا بازگرد ، و وقتى برگشتى مرا نخواهى ديد ! وى نيز پس از بازگشت ، كيسه را در حالىكه در زير شنها مخفى بود و گياهانى نيز روى آن روييده بود برداشته و در سال بعد به بغداد مىرود و به على بن محمد سمرى ، سفير چهارم ، تحويل مىدهد . 8925712 خ 0 360 خ
با عنايت به اين نقل ، احتمال وكالت محمد بن حسن صيرفى در بلخ قوى است . 9925712 خ 0 361 خ بر فرض عدم وكالت وى نيز مىتوان گفت كه شيعيان براى برقرارى ارتباط با دفتر مركزى سازمان وكالت ، از هر طريق ممكن بهره مىجستند . يكى از اين طرق ، حجّاجى بودند كه هر ساله از مناطق مختلف عازم حج مىشدند و عراق در سر راه آنها قرار داشت . آنان ضمن ملاقات با سفراى حضرت در عصر غيبت ، اموال و وجوه شرعى و سؤالات را تحويل داده و پاسخ آنها را دريافت داشته و در بازگشت به صاحبان اموال و نامه مىرساندند . بدينترتيب ارتباط مستمرّى بين شيعيان اين نواحى دور افتاده و دفتر رهبرى سازمان وكالت برقرار بود ؛ ارتباطى كه به تصريح نقل مذكور ، تا عصر آخرين سفير ، يعنى على بن محمد سمرى استمرار داشت .
3 . 4 . 9 . 4 . كابل
از ديگر مناطق خراسان بزرگ « كابل » است كه امروزه پايتخت افغانستان محسوب مىشود . ذكر لقب « كابلى » براى برخى از اصحاب ائمه عليهم السّلام نظير « هارون بن ابى خالد كابلى » 0035712 خ 0 362 خ ، « وردان ابو خالد كابلى الاصغر » 1035712 خ 0 363 خ و « وردان ابو خالد كابلى ملقب به كنكر » 2035712 خ 0 364 خ نشان از حضور تشيع در اين ناحيه دارد . جريان فردى ملقّب به « كابلى » نيز از جمله شواهد اين امر است . وى از طريق كتب پيشينيان همچون انجيل ، صحت دين اسلام را