رساندن نامههاى حضرت به نواحى مختلف بود سپرد تا آنها را به « مدائن » برساند .
حضرت به او فرمود : « پس از پانزده روز به سرّمن رأى بازمىگردى و من از دنيا رفتهام ، هر كسى كه جواب اين نامهها را از تو طلب كرد او جانشين و وصىّ من است » همچنين در مقابل اصرار ابو الأديان بر بيان علامتى ديگر ، فرمود : « هر كسى كه بر من نماز گزارد و هميان را از تو طلب كرد او جانشين من است » . ابو الاديان پس از سفر به مدائن و رساندن نامهها و گرفتن جواب آنها و اموال و وجوه شرعى آن منطقه ، از جمله هميان مزبور ، به سرّمن رأى بازمىگردد . در سامرّا با ادعاى كذب جعفر بن علىّ الهادى عليه السّلام درباره جانشينى امام عسكرى عليه السّلام ، مواجه مىشود و در حيرت و سر در گمى فرو مىرود . در اين حال ناگاه حضرت حجّت عليه السّلام كه طفلى كم سنّ و سال بيش نبوده ظاهر مىشود و با اداى نماز بر پيكر شريف پدر بزرگوارش ، و با طلب كردن جواب نامهها ، و خبر دادن از آنچه در هميان بود ، شك و ترديد أبو الأديان را بر طرف مىنمايد . 1805712 خ 0 154 خ
اين نقل حاكى از وجود ارتباط قوى بين مركز رهبرى سازمان در سامرّا و وكلا و شيعيان مقيم در ناحيه مدائن است ؛ ارتباطى كه تا آخرين لحظات حيات امام عسكرى عليه السّلام استمرار داشته و سپس به وسيله فرزند بزرگوارش ادامه مىيابد .
گاهى برخى از شيعيان اين نواحى ، مستقيما اموال خود را به بغداد يا سامرّا آورده و تقديم مىداشتند ؛ براى نمونه ، از عثمان بن سعيد عمرى نقل شده كه مردى از اهل سواد ، اموالى را كه متعلق به ناحيه مقدسه بود ، تحويل داد ولى پذيرفته نشد ، و اين بدان جهت بود كه وى بعضى از اموال خويشانش را داخل در اموال خود كرده بود . از اين رو پس از جدا كردن آنها ، اموال ارسالى به ناحيه مقدسه از وى پذيرفته شد . 2805712 خ 0 155 خ
3 . 2 . 5 . واسط
حسين بن قياما الواسطى ، از اصحاب و وكلاى امام كاظم عليه السّلام بوده كه بعدها به مذهب وقف گرايش پيدا كرد . گرچه نسبت به وكالت وى و منطقه فعاليتش تصريحى در منابع صورت نگرفته ، ولى با توجه به قراينى مىتوان حدس زد كه او جزو وكلاى واسط بوده است ؛ از جمله اينكه وى جزو رؤساى واقفه بود و با وجود برخوردها و ديدارهايى كه با امام رضا عليه السّلام داشت ، از اين مذهب دست برنداشت و سران واقفه نيز معمولا از وكلاى