تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

ترجمهء رسالهء برابر ضبط صدوق در خصال :

بدان كه خداى عزّ و جلّ را بر تو حق‌هاست ، كه تو را فرا گرفته است در هر جنبشى يا آرامشى ، يا حالتى يا در هر جائى كه در آن فرود آيى ، يا در عضوى كه آن را بگردانى يا در هر ابزارى كه در آن تصرف كنى . پس بزرگترين حق‌هاى خداى - تبارك و تعالى - بر تو ، آنست كه براى خود واجب ساخته ، كه آن اصل حق‌هاست . پس آنچه بر تو براى تو واجب ساخته ، از سر تا بپاست ، با اندامهاى گوناگون كه تراست . پس خداى عزّ و جلّ - براى زبان تو بر تو حقى قرار داده است و براى گوش تو بر تو حقى ، و براى ديده‌ات بر تو حقى ، و براى دستت بر تو حقى ، و براى پايت بر تو حقى ، و براى شكمت بر تو حقى ، و براى عورتت بر تو حقى . پس اين هفت اندامند كه كارها با آنها پديد آيد . « 1 » پس خداى - عزّ و جلّ - براى كارهاى تو ، بر تو حق‌ها نهاده است . براى نمازت حقى و براى روزه‌ات حقى . و براى صدقه‌ات حقى . و براى قربانيت حقى . و براى كارهايت بر تو حق‌هاست سپس حق‌هاى ديگران كه بر تو واجب است .
هامش
( 1 ) . اعلم أنّ للّه عزّ و جلّ عليك حقوقا محيطة بك فى كلّ حركة تحرّكتها . أو سكنة سكنتها . أو جال حلتها . أو منزلة نزلتها . أو جارحة قلّبتها . أو آلة تصرّفت فيها . فأكبر حقوق اللّه - تبارك و تعالى - عليك ، ما أوجب عليك لنفسه ، من حقّه الّذى هو أصل الحقوق . ثمّ ما أوجب اللّه عزّ و جلّ عليك لنفسك من قرنك إلى قدمك على اختلاف جوارحك . فجعل - عزّ و جلّ - للسانك عليك حقّا ، و لسمعك عليك حقّا ، و لبصرك عليك حقّا ، و ليدك عليك حقّا ، و لرجلك عليك حقّا ، و لبطنك عليك حقّا ، و لفرجك عليك حقّا ، فهذه الجوارح السّبع الّتى بها تكوّن الافعال .