است « 1 »
سه چيز است كه در هر مرد با ايمان باشد در پناه خداست ، و در روز رستاخيز خدا او را در سايهء عرش خود جاى خواهد داد و از بيم روز بزرگ ايمن خواهد فرمود « 2 » :
كسى كه آنچه از مردم براى خود خواهد بدانها ندهد .
كسى كه پا و دست خود را در كارى ننهد جز آنكه بداند در طاعت خدا يا در نافرمانى او است .
كسى كه برادر خود را عيب نگيرد جز آنكه آن عيب را از خود دور سازد و آدمى را بس است . « 3 » كه از عيب ديگران به عيب خود مشغول باشد .
از متكبرى نازنده در شگفتم كه ديروز نطفه بود و فردا مردار . و از كسى سخت در شگفتم كه در خدا شك دارد و آفرينش خود را مىبيند . و از كسى كه آفرينش آخر ( قيامت ) را نمىپذيرد و آفرينش نخستين را مىبيند و از كسى كه براى اين جهان كار مىكند و كار آن جهان را واميگذارد « 4 »
مردى به دو گفت من تو را بخاطر خدا سخت دوست ميدارم . امام سر خود را فرو افكند . پس گفت خدايا به تو پناه مىبرم كه مرا بخاطر تو دوست بدارند و تو مرا دشمن بدارى . سپس گفت بخاطر آنكه تو مرا بخاطر او دوست ميدارى تو را دوست ميدارم « 5 »
سه چيز مرد با ايمان را نجات ميدهد :
1 - بازداشتن زبانش از غيبت مردم
هامش
( 1 ) . نظر المؤمن فى وجه أخيه المؤمن للمودّة و المحبّة له عبادة .
( 2 ) . ثلاث من كنّ فيه من المؤمنين كان فى كنف اللّه و أظلّه اللّه يوم القيامة فى ظلّ عرشه و آمنه من فزع اليوم الاكبر :
( 3 ) من أعطى النّاس من نفسه ما هو سائلهم لنفسه . و رجل لم يقدّم يدا معصيته . و لا رجلا حتّى يعلم أنّه فى طاعة اللّه قدّمها أو فى معصيته و رجل لم يعب أخاه بعيب حتّى يترك ذلك الغيب من نفسه و كفى بالمرء شغلا بعيبه لنفسه عن عيوب النّاس ( تحف العقول ص 323 ) .
( 4 ) . عجبت للمتكبّر الفخور الّذى كان بالأمس نطفة و هو غدا . و عجبت كلّ العجب لمن شكّ جيفة . فى اللّه و هو يرى خلقه . و عجبت كلّ العجب لمن أنكر النّشأة الاخرى و هو يرى النّشأة الاولى و عجبت كلّ العجب لمن عمل لدار الفناء و ترك العمل لدار البقاء ( كشف الغمه ج 2 ص 76 ) و نگاه كنيد به صفة الصفوة ج 2 ص 53 .
( 5 ) . و قال رجل إنّى لاحبّك فى اللّه حبّا شديدا . فنكس عليه السّلام رأسه ثمّ قال . اللّهمّ إنّى أعوذ بك أن احبّ فيك و أنت لى مبغض . ثمّ قال احبّك للّذى تحبّنى فيه . ( تحف العقول ص 322 ) .