4 - احمق ، چه او مىخواهد به تو سود رساند و زيان مىرساند .
5 - كسى كه قطع رحم كند ، چه او را در سه جاى كتاب خود لعنت شده يافتم .
منافق ديگران را بازمىدارد و خود بازنميايستد . و امر مىكند و خود فرمان نمىبرد . چون به نماز برخاست به تكلف مىايستد . و چون به ركوع رود بر زمين مىخوابد . و چون به سجده رود زود سر برمىدارد . ، روزه نگرفته در پى شام شب است .
و شب را بيدار نمانده در فكر خوابست . و مؤمن عمل خود را با حلم خود در مىآميزد . و مىنشيند كه بياموزد ، و خاموش مىنشيند تا سالم ماند . سرّى كه به دو سپردهاند با دوستان يكرنگ در ميان نمىنهد . و شهادت را در حق بيگانگان پوشيده نمىدارد . هيچ كارى را براى ريا نميكند . و از روى حيا وانميگذارد . اگر او را بستايند ، از آنچه دربارهء او گفتهاند مىترسد . و از آنچه از او نميدانند ، از خدا آمرزش مىخواهد . و از اينكه كسى نادانسته حق او را نشناسد آزرده نمىشود . « 1 »
كسى كه بدانچه خدا نصيب او كرده قناعت كند از بىنيازترين مردمانست « 2 » .
روزى گدائى را ديد كه ميگريست فرمود :
اگر دنيا در كف اين مرد بود و از كفش مىافتاد ، نمىبايست گريه كند . « 3 »
از او پرسيدند :
چه كسى بزرگقدرتر از همه است ؟ گفت :
كسى كه دنيا را قدرى ننهد . « 4 »
چون روز قيامت شود ندا ميدهند ، اهل فضل برخيزند . گروهى از مردم برمىخيزند . بدانها ميگويند به بهشت برويد . پس فرشتگان به آنان مىرسند و
هامش
( 1 ) . إنّ المنافق ينهى و لا ينتهى . و يأمر و لا يأتى . إذا قام الى الصّلاة اعترض . و إذا ركع ربض و إذا سجد نقر يمسى و همّه .
العشاء و لم يصم . و يصبح و همّه النّوم و لم يسهر . و المؤمن خلط عمله بحلمه . يجلس ليعلم . و ينصت ليسلم لا يحدّث بالأمانة الاصدقاء . و لا يكتم الشّهادة للبعداء ، و لا يعمل شيئا من الحقّ رئاء و لا يتركه حياء . إن زكّى خاف ممّا يقولون . و يستغفر اللّه لما لا يعلمون . و لا يضرّه جهل من جهله . ( تحف ص 320 - 321 )
( 2 ) . من قنع بما قسّم اللّه له فهو من أغنى النّاس كشف الغمه ج 2 ص 102 . حلية الاولياء ج 3 ص 135 . تحف العقول ص 318 ) .
( 3 ) . لو أنّ الدّنيا كانت فى كفّ هذا ثمّ سقطت منه ما كان ينبغى أن بيكى ( كشف الغمه ج 2 ص 106 )
( 4 ) . قيل لعلىّ بن الحسين : من أعظم النّاس خطرا ؟ فقال من لم ير الدّنيا خطرا لنفسه . ( عيون الاخبار ج 2 ص 33 . تحف العقول ص 318 .
شرح نهج البلاغه ج 6 ص 233 )