قضا از بادهء جام رضا ، در محفل ارتضاء او را مست و سرانداز ساخت . « رضوان اللّه عليه » .
جرعهاى از جام شهادت چشيد * رخت بر ايوان سعادت كشيد
14 . شهادت شريح بن عبيد :
بعد از او شريح بن عبيد روى به ميدان نهاد ، و بر مركب تيزگام راه انجام زرّينستام ، سيمين لجام ، سوار شده به چپ و راست مىتاخت و مرد را از بالش زين ، بر فرش زمين مىانداخت .
به هر جا كه نيزه بر افراختى * جهانى ز مردم تهى ساختى
به هر سو كه مركب برانگيختى * به شمشير خون يلان ريختى
ناگاه مركبش خطا كرد و آن صوابكار بر زمين افتاد جمعى گرد وى درآمده به زخمهاى متوالى و ضربهاى متعاقب ، اعضا و أجزاى مجتمعهء وى را متفرّق ساختند .
15 . شهادت مسلم بن عوسجه أسدى :
بعد از آن ، مسلم بن عوسجهء أسدى به ميان درآمد و او مرد مردانه بود و شجاع فرزانه ، صائب رأى در غزوهء آذربايجان ، كارهاى عظيم كرده و كار بر مشركان به تنگ آورده چند نوبت قرآن پيش امير المؤمنين على « عليه السلام » گذرانيده ، و خود را بدان درجه كه حضرت امير او را برادر خواندى ، رسانيده . از مضايق خطرات چون تيغ جوهردار خود سرخ روى بيرون آمدى و در مهالك غزوات چون نيزهء برق آثار خود سرافراز بودى .
گر ز او مغفر شكستى ، بر سرگردان رزم * تيغ او جوشن دريدى ، بر تن مردان كار
به اجازت امام حسين « عليه السلام » روى به ميدان آورد ، و طريدى مردانه و جولانى مبارزانه كرد . رجزى در مدح شاه شهيدان مىخواند و منقبت قبيل و محمدت عشيرهء خود در اثناى آن بر زبان مىراند مقارن اين حال مبارزى از اهل خلاف و جدال به مبارزت وى بيرون آمد چون بحر جوشان و رعد خروشان از گرد راه بر مسلم حمله كرد ، مسلم حملهء او را رد نموده ، نيزهاى بر پهلوى راستش زد كه سر سنان از جانب چپ بيرون آمد سپاه امام حسين خروش برآورده تكبير گفتند و نعرهء صلوات به فلك أثير رسانيدند .