تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
شما فوج فوج درآئيد و بر من نماز گزاريد و ابتدا به نماز بر من مردان اهل بيت ، كنند بعد از ايشان زنان اهل بيت آنگاه ساير مؤمنان گفتند يا رسول اللّه كه شما را در قبر گذارد ؟ فرمود كه اهل بيت طيّبين من با گروهى از ملائكه مقرّبين كه ايشان شما را بينند و شما ايشان را نبينيد پس حاضران را به خير ياد كرد و گفت سلام من برسانيد بدان جماعت از ياران كه غايبند و هر كس كه پيروى دين من كند تا روز قيامت او را از سلام من محظوظ و مخصوص سازيد و به تحف تحيّت همه را بنوازيد .
روزى كه ز تو سلام باشد ما را * آن روز فلك غلام باشد ما را
بعد از تمهيد قواعد وصيّت سيّد عالم ( صلى اللّه عليه و آله ) مترصّد مىبود كه آيا كى باشد كه ايّام فانى اين جهان به انجام رسد و نفس مطمئنّه را از حضرت جلال احديت مژدهء فادخلى فى عبادى پيغام رسد تا در شب چهارشنبه بيست و هشتم ماه صفر در سال يازدهم هجرت به زيارت گورستان بقيع توجّه فرمود و گويند ابو مويهبه در آن شب ملازم آن حضرت بود ابو مويهبه گويد كه آن حضرت به جهت اهل مقبرهء بقيع زمانى طويل ، استغفار نمود و چندان دعاى خير كرد بر ايشان كه آرزو بردم كه كاش من از اهل آن گورستان بودمى تا شرف آن دعا دريافتمى آنگاه روى به من كرد و گفت اى ابو مويهبه ! خزاين دنيا را بر من عرض كردند و مرا مخيّر ساختند ميان آنكه در دنيا باقى باشم و بعد از آن به بهشت روم و ميان لقاى پروردگار خود بعد از آن بهشت به درستى كه من لقاى پروردگار خود و بهشت را اختيار كردم منقولست كه شبى آن حضرت مأمور شد كه به بقيع رود و جهت اهل آن مقبره استغفار كند حضرت چنان كرد و بازگشت و در خواب شد و باز با وى گفتند كه برو و از براى اهل بقيع استغفار كن باز برفت و طلب آمرزش نمود و بازآمد و به استراحت مشغول گشت با وى گفتند برو و براى شهداى أحد دعا كن حضرت به أحد رفت و در شأن شهداى احد دعا كرد و نماز گزارد بعد از هشت سال كه از واقعه احد گذشته بود ( مراد آن است كه ايشان را دعاى خير كرد و آمرزش طلبيد ) و در اين اوقات گوئى وداع أحيا و اموات مىفرمود روز ديگر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله را صداع طارى گذشته سر خود را به عصابه بر بست و آن