تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
روز نوبت ميمونه بود چون مرض اشتداد يافت زوجات مطهّرات همه آنجا جمع شدند حضرت فرمود كه اين انا غدا ؟ من فردا كجا خواهم بود و اين سخن را مكرر مىساخت فاطمه زهرا با امّهات مؤمنان گفت كه پيغمبر ( ص ) را مشقّت خواهد رسيد كه هر روز به خانهء يكى از شما تردّد كند همه به يك خانه راضى شويد ايشان به خانه عايشه راضى گشتند پس آن حضرت از خانه ميمونه بيرون آمد دستى به دوش مرتضى على و دست ديگر بر دوش فضل بن عبّاس نهاده پاهاى مبارك به زمين مىكشيد تا به حجرهء عايشه آمد و در آنجا بستر مرض بينداخت و ساير زوجات آن سرور ، آنجا به خدمت وى قيام نمودند و مرض آن حضرت روى به شدّت و صعوبت نهاد و تبى عظيم طارى شد . عبد اللّه بن مسعود ( رضى اللّه عنه ) گويد : كه درآمدم به نزد رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) در حالتى كه تب داشت دست بر وى نهادم چنان گرم بود كه دستم تحمّل حرارت نكرد گفتم يا رسول اللّه تبى به غايت گرم دارى ؟ فرمود كه آرى به درستى كه تب من چنان است كه دو مرد را از شما گيرد گفتم پس ترا دو اجر باشد فرمود كه آرى به خدائى كه نفس و تن من به دست قدرت اوست كه هيچ احدى بر روى زمين نبود كه ايذاى از مرض و غير آن به دو رسد إلّا آنكه خداى تعالى گناهان وى را بريزاند چنان كه درخت برگهاى خود را مىريزاند . و منقول است از ابو سعيد خدرى ( رضى اللّه عنه ) كه گفت درآمدم نزد آن حضرت ( صلى اللّه عليه و آله ) و قطيفه‌اى بر خويش پوشيده بود و حرارت تب وى را از بالاى قطيفه در مىيافتم و دست تحمّل آن نداشت كه بىواسطه به بدن آن سرور رسانم از روى تعجّب سبحان اللّه ! مىگفتم فرمود كه هيچ احدى را بلائى سخت‌تر از انبياء نيست و چنان كه بلاى ايشان مضاعف است اجر ايشان هم مضاعف است و بعضى از ايشان را حق تعالى مبتلا ساختى به فقر و درويشى تا به حدّى كه از ملبوس قادر نبودى بر غير يك قبا ، كه شب و روز همان پوشيدى و فرح أنبيا به بلا زياده بودى از فرح شما به عطا . آرى محبّان راه و مقرّبان درگاه را زخمى كه از دوست رسد عين مرهم است و المى كه براى دوست كشند عين عطا و كرم .
المى كز براى دوست كشم * راحت جان مبتلاى من است
زخم او مرهم است بر دل من * درد او شربت دواى من است