تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
در مقتل نور الائمّه خوارزمى آورده كه وقتى حسين با كودكان در محلّه‌اى از محلات مدينه بازى مىكرد و خواجه عالم ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از گوشه‌اى درآمد و قصد كرد تا حسين را به گيرد حسين در ميان كودكان مىگريخت و خواجه از پى او مىتاخت و او را به چپ و راست مىانداخت حضرت گفت حسينا اين چه گريزپائيست حسين گفت شاها نميگريزم ترا به جست و جوى آرم معشوق كه از جوينده گريز مىكند نه فكر پرهيز مىكند بلكه عاشق را در طلب خود تيز مىكند . القصّه خواجه عالم او را بگرفت و تنگش در كنار كشيد و دست دعا برآورد كه اللّهم إنى أحبّه فأحبّه و احبّ من يحبّه ! بار خدايا من حسين را دوست مىدارم تو هم او را دوست دار و دوست دار كسى را كه دوست دارد او را در آن ساعت از عالم غيب پيام رسيد كه اى حبيب من ! اين جگرگوشه تو بر تابه گرم كربلا بريان خواهد شد و آب ازين ريحانه گلشن نبوّت بازخواهندگرفت و بر درگاه ما لب تشنه دوست دارند و در راه ما رخسارهء به خون‌آلوده طلبند مقرّبان ما سوگند به سرهاى بريده محبان خورند لا جرم او و پدر و برادر او به سعادت شهادت بدرگاه ما خواهند آمد « علىّ بضربة و حسن به بشربة حسين بحربة » .
آن يكى را ضربت تيغ بلا بر فرق سر * و آن دگر را شربت زهر عنا در كام دل
ديگرى با حلق تشنه خورده تيغ آبدار * خاك دشت كربلا از خون پاكش گشته گل
آورده‌اند كه در ايام منا در حجّة الوداع سورهء كريمه
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ
فرود آمد حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) به جبرئيل گفت : اى برادر ! گوئيا كه مرا خبردار مىگردانند كه از اين عالم مىبايد رفت . جبرئيل گفت يا رسول اللّه و للآخرة خير لك من الأولى هرآينه عالم بقا تو را بهتر است از دار فنا آن حضرت بعد از نزول اين سوره در كار آخرت بيشتر جلد و جهد مىفرمود و كلمات سبحانك اللّهم اغفر لي انّك انت التوّاب الرحيم تكرار مىنمود گفتند يا رسول اللّه ! چونست كه اين كلمات را بسيار مىگوئى ؟ فرمود كه بدانيد و آگاه باشيد كه مرا به عالم بقا خوانده‌اند و در گريه شد گفتند اى سيّد سرور از مرگ مىگريى و به تحقيق كه آمرزيده است حق سبحانه تعالى گذشته و آيندهء تو را فرمود كجاست هول اطّلاع بر فوت و تنگى قبر و تاريكى لحد و احوال قيامت .