آوردهاند كه حضرت در آن خطبه كه مىخواند فرمود كه فراگيريد از من مناسك خود را كه شايد نبينم شما را بعد از اين سال .
و منقولست كه در خطبه روز عرفه فرمود كه از من پرسيده خواهيد شد يعنى فرداى قيامت از شما خواهند پرسيد كه محمّد ( ص ) با شما چگونه زندگانى كرد ؟ شما در جواب چه خواهيد گفت گفتند گواهى خواهيم داد كه اداى رسالت و امانت كردى و آنچه شرط ارشاد و نصيحت بود به جاى آوردى پس آن حضرت انگشت سبابهء خود را به جانب آسمان برداشت و به سوى زمين فرود آورده گفت : اللّهم اشهد بار خدايا گواه باش و بعد از آنكه از حجّ مراجعت فرمود در اثناى طريق ، به منزلى فرود آمد كه آن را غدير خم گفتندى و در نواحى جحفه واقعست و آنجا نماز پيشين در اوّل وقت اداء فرمود بعد از آن روى به ياران كرد و گفت أ لست اولى بالمؤمنين من أنفسهم ؟ آيا من نيستم سزاوارتر به مؤمنان از نفسهاى ايشان همه گفتند « بلى يا رسول اللّه » همچنين است كه مىفرمائى و تو اولى از ما بمائى پس گفت من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست .
در روايتى آن است كه فرمود كه خداى تعالى مولاى منست و من مولاى جمعى مؤمنانم بعد از آن دست مرتضى على به گرفت و فرمود كه هر كه : « من مولاى اويم پس علىّ بن ابى طالب مولاى اوست » پس از آن پنج دعا در شأن مرتضى على عليه السلام به تقديم رسانيد و گفت اللهم وال من والاه بار خدايا دوست دار هر كه على را دوست دارد و عاد من عاداه و دشمن دار هر كه على را دشمن دارد و أنصر من نصره و يارى ده هر كه على را يارى دهد و أخذل من خذله و فروگذار هر كه على را فرو گذارد و ادر الحقّ معه حيث كان و حق را با او دار ، هر جا باشد مروى است كه عمر ( رضى اللّه عنه ) برخاست و دست مرتضى على بگرفت و گفت « بخّ ، بخّ يا بن أبى طالب » نيكوئى و خرّمى باد ترا اى پس ابو طالب ! « أصبحت مولى كلّ مؤمن و مؤمنه » بامداد كردى و مولاى همهء مؤمنين و مؤمناتى و اين سه بيت از روضة الأحباب « 1 » به جهت مناسبت اينجا نقل افتاد .
هامش
( 1 ) - فارسى است از عطاء اللّه شيرازى از علماى اهل سنّت .