متن : منتفى بودن مفاسد [ در مسألهء امامت ] روشن است ، و منحصر بودن لطف در وجود امام براى عقلا معلوم است ، و وجود او لطفى است و تصرف او [ در امور ، ] لطفى ديگر است ، و نبودن او از خود ماست .
شرح : اينها اعتراضهايى است كه به دليل ياران ما [ - اماميه ] شده است همراه با پاسخ از آنها .
اعتراض نخست : مخالف گفته است : اينكه امامت در بردارندهء وجه لطف است براى واجب بودن آن بر خداوند كفايت نمىكند ، بر خلاف معرفت [ و شناخت صفات و اسماى خداوند ] كه وجه وجوب در آن بر ما ، كافى است ، زيرا در گمان ما مفسدهاى [ در معرفت ] نيست ؛ اما در حق خداى متعال مادام كه علم به انتفاى مفاسد نداريم ، وجه وجوب كفايت نمىكند ، و گمان به منتفى بودن مفاسد كافى نيست ؛ زيرا جايز است كه در امامت مفسدهاى باشد كه ما از آن بىخبريم و در اين صورت ، بر خداوند واجب نخواهد بود .
[ خلاصه آنكه لطف بر خداوند در صورتى واجب است كه مفاسد و موانعى از آن نباشد . و ما مىپذيريم كه وجود امام لطف است ، اما شايد مفاسدى در آن باشد كه ما از آن بىخبريم و از اين رو ، نمىتوانيم به طور قطع بگوييم نصب امام واجب است .
پاسخ : منتفى بودن هرگونه مفسدهاى از امامت امرى معلوم است ؛ زيرا مفاسد مشخص و شناخته شدهاند و بر ما واجب است كه از همهء آنها پرهيز كنيم ، و تنها در صورتى پرهيز از آنها بر ما واجب خواهد بود ، كه ما بدانها علم داشته باشيم ، زيرا تكليف به امر مجهول محال است . و اين وجوه [ مفسده ] از امامت منتفى است . در نتيجه ، وجه لطف [ در امامت ] خالى از مفسده باقى مانده ، بر خداوند واجب خواهد بود .
دليل ديگر آنكه اگر مفسده لازمهء امامت باشد ، هرگز از آن جدا نمىشود ، و تالى قطعا باطل است ، و علاوه بر آن ، آيهء
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ؛
« 1 » من تو را براى مردم ، امام
هامش
( 1 ) - بقره / 124 .