و [ از ظهور معجزه بر دست بندگان صالح ] لازم نمىآيد كه معجزه از معجزه بودن خارج شود [ و ديگر براى اثبات پيامبرى كارايى نداشته باشد ] ، و لازم نمىآيد كه [ جايگاه معجزه سست گردد و مردم براى دارندهء آن امتيازى قائل نباشند و از او ] گريزان شوند ، و لازم نمىآيد كه تمايز [ ميان پيامبر و ديگران ] از بين برود ، و لازم نمىآيد كه دلالت معجزه [ بر پيامبرى ] ابطال گردد ، و نيز عموميت [ و شيوع معجزه براى هر كس كه خبر درستى بيان مىكند ] ، لازم نمىآيد .
و معجزاته عليه السّلام قبل النبوة تعطي الإرهاص .
معجزات پيامبرى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه پيش از پيامبرى ايشان به ظهور رسيده ، موجب آماده شدن اذهان [ براى قبول كردن ادعاى پيامبرى او ] مىگردد .
و قصة مسيلمة و فرعون إبراهيم تعطي جواز إظهار المعجزة على العكس .
داستان مسيلمه و فرعون ابراهيم بيانگر جايز بودن اظهار معجزه به عكس مىباشد .
( 6 ) [ وجوب بعثت در هر زمان ]
و دليل الوجوب يعطي العمومية .
دليل وجوب [ بعثت ] ، عموميت [ وجوب آن در همهء زمانها ] را افاده مىكند .
و لا تجب الشريعة .
و شريعت واجب نيست .