تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
نيم درهم مىرسد ؟ گفت : زيادت بود يا امير المؤمنين . ] « 1 » فرمود : بار ديگر از تو پرسم ، اگر اقرار آرى ، حدّ خداى بر تو برانم و دست راستت ببرم . گفت : آرى يا امير المؤمنين . آنگه فرمود : نامت چيست ؟ گفت : عمر بن كريز . فرمود : از كدام قبيله ؟ گفت : از بنى ثعلبه . فرمود : دزدى كردى ؟ گفت : آرى . فرمود : قيمت آنچه دزديدى به دانگى و نيم درهم مىرسد ؟ گفت : زيادت بود يا امير . پس امير بفرمود تا دست راستش را ببرند . آن سياه دست راست بريده را به دست چپ گرفت و بيرون شد و خون از دستش مىرفت . عبد اللّه بن الكوّاء به وى رسيد ، گفت : يا اسود ؛ دست [ 38 - پ ] تو كه بريد ؟ گفت : امير مؤمنان و سيّد اوصياء و پيشواى سفيد رويان [ و ] سفيد دست و پايان و اولىترين مردمان به پيغمبران ، شوهر فاطمه و پدر حسن و حسين ، و مؤيّد به جبرئيل ، منصور به ميكائيل ، مولاى من و مولاى همهء خلقان بعد از رسول ربّ العالمين ، على بن ابى طالب - عليه الصلاة و السّلام . عبد اللّه بن الكوّاء گفت : او دست تو بريده و تو در حق او اين مىگويى ؟ گفت : چرا نگويم ؟ كه دوستى او به خون و گوشت من آميخته است و دستم نبريد جز به حق كه بر من واجب شده بود . پس عبد اللّه بن الكوّاء پيش امير آمد و گفت : عجب چيزى ديدم ! مردى پيش من بازآمد ، دست بريده بر دست ديگر گرفته و خون ازو مىچكيد و آنچه رفته بود ، بازگفت . امير فرمود : در ميان دوستان ما كسى بود كه اگر وى را پاره پاره كنيم جز دوستى زيادت نكند و در ميان دشمنان ما كسى بود كه اگر عسل به گلوى وى كنيم ، جز دشمنى زيادت نكند . آنگه امام حسن را فرمود : آن سياه را بيار . بازآورد . امير المؤمنين - عليه السّلام - فرمود : يا اسود ؛ من دست تو بريده‌ام و تو اين همه ثنا مىگويى مرا ؟ اسود گفت : پدر و مادرم فداى تو باد ، چگونه بر تو ثنا نگويم كه دوستى تو به خون و گوشت من آميخته است و دستم جز به حق نبريدى ؟ خداى تعالى تو را نجات دهاد چنانچه مرا از عذاب [ 39 - رو ] آخرت نجات دادى . امير فرمود : دست فراى « 2 » من ده . دست بريده به وى داد . آن را به موضع خود بازنهاد و رداى خود بر آنجا افكند . آنگه برخاست و دو ركعت نماز كرد و دعايى بگفت كه
هامش
( 1 ) . ق : ندارد . ( 2 ) . به .
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 88 | حسن بن حسين شيعى سبزوارى