تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مأمون كه زن وى بود ، ايزارى به وى داد بعد از مقاربتش تا خود را بدان خشك كند و آن را به زهر آلوده كرده بود . [ چون حضرت امام آن را دريافت ، بر آن ملعونه ] « 1 » سنه خواند و گفت : خداى تعالى تو را به دردى مبتلا گرداند كه دواپذير نباشد . پس [ آكله « 2 » در فرج آن ملعونه ] « 3 » افتاد « 4 » و گويند : مأمون وى را فرموده بود و گويند : معتصم [ وى را به زهر شهيد كرد . ] « 5 » * * *
هامش
( 1 ) . ق : خود را بدان مسح كرد و حسن آن بيافت . بر وى . ( 2 ) . بيمارى خوره ، جذام . ( 3 ) . ق : خره بر فرجش . ( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 391 . ( 5 ) . ق : ندارد . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 380 .