فصل سيّم در فضايل وى - عليه السّلام .
روايت است از على بن ابراهيم بن هاشم از پدرش اسحاق بن الكاتب [ كه ] گفت : با موكّلان [ ى ] بودم كه بر ابى الحسن موسى كاظم بن جعفر - عليه السّلام - موكّل بودند در حبس رشيد و گفت كه اگر بعد از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پيغمبر بودى ، موسى بن جعفر - عليه السّلام - بودى . زيرا كه وى قادر بود بر عبادتى كه نشنيدهام كه [ 116 - رو ] كسى بر آن قادر باشد از اوّلين و آخرين . گفت :
چون نماز بامداد بگزاردى به تعقيب بنشستى تا كه آفتاب برآمدى . آنگه سجده كردى و در سجده بودى تا آفتاب به زوال رسيدى . آنگه برخاستى و نماز پيشين بگزاردى و با ديگر سنّتهاى ايشان و آنگه به تعقيب نشستى ساعتى . آنگه سجده كردى و در سجده بودى تا نماز شام . آنگه برخاستى و نماز شام بكردى با چهار ركعت سنّت . پس آنگه روزه گشادى به شيرينى « 1 » يا به سيب يا به شير . آنگه نماز خفتن بكردى و ساعتى به تعقيب بنشستى . آنگه سجده كردى و در سجده بودى تا نيمشب . آنگه برخاستى و در آسمان نگريستى و پنج آيت از آخر سورهء آل عمران برخواندى . آنگه در نماز شب ايستادى و در دعا و حاجتها ، در گريستن بودى تا كه شب زايل شدى . برين حال در زندان بود و عابدترين و فقيهترين و سخىترين و كريمترين اهل روزگار خود بود .
چون قرآن خواندى با اندوه و گريه خواندى به آوازى خوش ، چنان كه شنوندگان بگريستندى از خواندن وى [ در مدينه ] « 2 » و وى را زين المجتهدين خواندندى و كاظمش از آن خواندندى كه خشم فرو خوردى و تحمّل ظلم ظالمان كردى .
آوردهاند مردى بود از فرزندان عمر كه هرگاه كه موسى بن جعفر را - عليه السّلام - بديدى وى را دشنام دادى و پدران وى را . مواليان موسى بن جعفر - عليه السّلام - گفتند : يا امام ؛ ما را اجازت [ 116 - پ ] ده تا آن ملعون را بكشيم .
هامش
( 1 ) . ق : شربتى .
( 2 ) . م : ندارد .