گرفتن سخت . پس ضمرة بن سمره به مفاجات « 1 » بمرد . پس مولاى ضمره پيش على بن الحسين - عليه السّلام - آمد و گفت : اصلحك اللّه . بدرستى كه ضمرة بن سمره به مفاجات مرد و به خداى كه من آوازى شنيدم كه مىگفت : واى بر ضمرة بن سمره كه همه خويشان از من جدا شدند و من به دار الجحيم فرو آمدم و قرارگاه من آتش است شب و روز . على بن الحسين - عليه السّلام - گفت : اللّه اكبر ؛ جزاى كسى كه بخنداند كسان را از حديث رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اين است .
معجزهء ديگر : روايت كردهاند كه زين [ 92 - رو ] العابدين - عليه السّلام - به عسفان فرود آمد و با وى بودند جماعتى بسيار از موالى ، و آن منزلى باشد ميان مكه و مدينه . غلامان وى خيمهء وى بزدند در موضعى و چون وى از آن موضع نزديك آمد ، گفت : چگونه خيمه زديد و اينجا قومىاند از جن و ايشان موالى و دوستان مااند و شيعيانند و ايشان را از ما رنج بود و جاى بر ايشان تنگ شود . گفتند : ما ندانستيم كه چنين است . پس هاتفى از جانب خيمه آواز داد و آواز وى مىشنيديم و كس را نمىديديم كه مىگفت : يا بن رسول اللّه ؛ خيمه ازين موضع عقبتر مبر كه ما را از آن زيانى نيست و احتمال « 2 » آن مىتوانيم كرد و اين تحفهاى است كه به تو فرستاديم . دوست مىداريم كه تو از آن بخورى . بنگريستند در جانب خيمه طبقى عظيم ديدند و بر آنجا انگور و نار و ميوههاى بسيار . پس على بن الحسين ، جماعتى را كه با وى بودند ، [ بخواند و همه از آن طعام ] « 3 » بخوردند و از آنجا رحلت كردند .
فصل پنجم در مدّت عمر وى و وقت وفاتش - عليه السّلام .
وفات وى روز شنبه بود دوازده شب مانده بود از ماه محرم سنهء خمس و تسعين من الهجرة . « 4 » عمر شريفش پنجاه و هفت سال بود . چون امير را شهيد كردند ،
هامش
( 1 ) . ناگاه گرفتن ( مرگ ناگهانى ) .
( 2 ) . تحمّل .
( 3 ) . م : ندارد .
( 4 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 137 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 175 ؛ اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 629 .