تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1626

مساهمون:

ص١٦٢٦

سعيد بيابانكى

سعيد بيابانكى به سال 1346 ه . ش در خمينى شهر اصفهان به دنيا آمد ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در آن شهر گذراند ، و در رشته‌ى مهندسى كامپيوتر دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل شد . از سال 1364 هجرى به اهالى آبادى سر سبز شعر و ادب پيوست و آثارش در صفحات ادبى مطبوعات كشور به چاپ رسيده است . خود مىگويد : « رشد اوليه‌ى شعر را مديون انجمن ادبى سروش خمينى شهر كه محفلى سرشار از صفا و خالى از كينه بود مىدانم و رشد ثانويه‌ى خود را در فضاى دانشگاه حس مىكنم » . وى يكى از شاعران جوان و خوش‌ذوق و غزل سراى امروز است كه در قالب‌هاى ديگر شعرى نيز طبع آزمايى كرده است . از وى تاكنون دو مجموعه شعر با نام « رد پايى در برف » و « نيمى از خورشيد » چاپ و منتشر شده است . - * -

اسبهاى بىركاب :

پر برمىدارد امشب آفتاب از نيزه‌ها * مىدمد يك آسمان خورشيد تاب از نيزه‌ها
مىشناسى اين همه خورشيد خون‌آلود را * آه ، اى خورشيد زخمى رخ متاب از نيزه‌ها
كهكشان است اين بيابان چون كه امشب مىدمد * ماهتاب از خيمه‌ها و آفتاب از نيزه‌ها
ريگ ريگش هم گواهى مىدهد روز حساب * كاين بيابان خورده زخم بىحساب از نيزه‌ها
يال‌هايى سرخ و تن‌هايى به خون غلطيده است * يادگار اسب‌هاى بىركاب از نيزه‌ها
آرزوى آب هم اين جا عطش نوشيدن است * خواهد آمد العطش‌ها را جواب از نيزه‌ها
باز هم جارى است امشب رودرود از سينه‌ها * بس كه مىآيد صداى آب‌آب از نيزه‌ها
گرچه اين موج‌موج تشنگىها جارى است * مىتراود چشمه‌چشمه شعر ناب از نيزه‌ها « 1 »
* * *

سپيدار :

عشق هر روز به تكرار تو برمىخيزد * اشك هر صبح به ديدار تو برمىخيزد
اى مسافر به گلاب نگهم خواهم شست * گرد و خاكى كه ز رخسار تو برمىخيزد
مگر اى دشت عطش نوش گناهى دارى * كآسمان نيز به انكار تو برمىخيزد ؟
تو به پا خيز و بخواه از دل من برخيزد * حتم دارم كه به اصرار تو برمىخيزد
شعرى خوانم و يك دشت ، غم و آهن و آه * از گلوى تر نيزار تو برمىخيزد
مگر آن دست چه بخشيد به آغوش فرات * كه از آن بوى علمدار تو برمىخيزد
پاس مىدارمت اى باغ كه هر روز بهار * به تماشاى سپيدار تو برمىخيزد
اى كه يك قافله خورشيد به خون آغشته * بامداد از لب ديوار تو برمىخيزد
هامش
( 1 ) - مجموعه شعر « نيمى از خورشيد » ؛ ص 19 و 20 .