تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1622

مساهمون:

ص١٦٢٢
چه بهارى است كه گل زخمِ تن صاعقه‌ها * چلچراغ شب تنهايى پائيز شده
زورق عشق كه طوفان بلا ساحل اوست * محو ديدار طلوعى شررانگيز شده
محو ديدار طلوعى كه خدا در نگهش * آخرين نوحه‌ى مرغان شباويز شده
اين چه شورى است كه چون صبح قيامت آفاق * آسمان نگهش صاعقه‌آميز شده
مگر از كام عطشناك وفا شرم نكرد * دست پيمان شكنان كاين همه خون ريز شده
نه فقط ناى فلك بقچه به دوش غم اوست * ديده‌ى عرش خداوند چنين ، نيز شده
در هم آوايى موزون عطش پيمايان * رمضان تا به ابد پرده‌ى پرهيز شده
جوهر عشق ! كه شعرت سَيَلانت جارى است * ديده‌ى قافيه از داغ تو لبريز شده