تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1571

مساهمون:

ص١٥٧١
هيچ كس ، مثل تو
در بارش دشنام و هجوم دشنه
مگشوده است چنين
بال مرغان هوايى را
*
هر سحرگاه كه خاتون !
ماه پيشانى تعظيم به درگاه تو مىسايد
ياد مىآرم از آن فرصت بىهمتا
كه دگر هيچ نخواهد گنجيد
- هيچ -
در حوصله تنگ زمان
ياد مىآرم از آن فرصت بىهمتا
كه تو لب بر رگ خورشيد نهادى به وداع
*
كاروانى كه اسارت مىبُرد
به اميرى تو ، خاتون !
پيك پيروز امارت شد
و غبارى كه از آن قافله خونين پاى
پويه در پويه
مويه در مويه
به زنجير قدم‌ها پيچيد
رمز جاويد زيارت شد
*
خوب مىدانم
فصل زرّين ظهور
با سر انگشت تو ، خاتون !
- آرى -
*
با سر انگشت تو
يك روز ورق خواهد خورد
خوب مىدانم