سيد حسن حسينى
سيد حسن حسينى ، در سال 1335 ه . ش در محلهى سلسبيل تهران ديده به جهان گشود . اصل وى از شهر اورازان است .
تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در تهران به انجام رسانيد و در اوايل انقلاب اسلامى به دانشگاه راه يافت و به دريافت ليسانس تغذيه نايل آمد و دكتراى ادبيات فارسى را هم در دانشگاه آزاد به اتمام رسانيد و هم اكنون در دانشگاههاى تهران به تدريس اشتغال دارد .
حسينى از شاعران فعال انقلاب اسلامى است او و عدهاى شاعر جوان در اوايل انقلاب انجمنى به نام حوزهى هنرى انديشهى اسلامى تشكيل دادند . وى با اينكه انواع قالبهاى شعرى را تجربه كرده امّا رباعىهاى او حال و هواى ديگرى دارد .
حسينى به زبان عربى آشنايى كامل دارد و تا به حال چند كتاب از اين زبان به فارسى برگردانيده است . از آثار اوست : « همصدا با حلق اسماعيل » مجموعه شعر ، « برادهها » مجموعهى نثر ادبى « گنجشك و جبرئيل » مجموعهى شعر نو ، ترجمهى « حمّام روح » از جبران خليل جبران . ترجمه مجموعهاى از شعر نو معاصر عرب با همكارى موسى بيدج به نام « نگاهى به خويشتن » .
- * -
آن دم كه ز رزمگاه خود باره كشيد * آن نعرهى عاشقى دگر باره كشيد
لبيك گلوى كودك شش ماهه * خون بود كه تا ستاره فوّاره كشيد « 1 »
*
كس چون تو طريق پاكبازى نگرفت * با زخم نشان سرفرازى نگرفت
زين پيش دلاور كسى چون تو شِگفت * حيثيّت مرگ را به بازى نگرفت
* * *
كوه از كمر شكست :
به گونهى ماه
نامت زبانزد آسمانها بود
و پيمان برادريت
با جبل نور
چون آيههاى جهاد
محكم
*
تو آن راز رشيدى
كه روزى فرات
بر لبت آورد
هامش
( 1 ) - هديه عشق ؛ ص 117 .