تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1476

مساهمون:

ص١٤٧٦
مظلوم آن شهيد كه وقتى به خون تپيد * مظلومه‌اى چو فاطمه ، آمد به ديدنش
* * *

نينواى زخم :

هفت بند عشق دارد نينواى زخم تو * اى تمام گريه‌هايم هاىهاى زخم تو
در سكوت اشك ، پژواك صدايم گم شده‌ست * شرحه‌شرحه درد مىخوانم براى زخم تو
از وداعت در دلم صد پاره خون گل كرده است * داغ من شد تازه در حال و هواى زخم تو
با كدامين ديده مىبايد تماشايت كنم * هستىام اى كاش مىشد رو نماى زخم تو
بوسه بر رگهاى خونين تو جانم زنده كرد * عمر خود را يافتم در جاىجاى زخم تو
تو شكيبايى به قلبم هديه فرمودى ، ولى * من صبورى چون توانم در عزاى زخم تو
كاشكى در غربت آباد دل من خانه داشت * داغ آن خنجر كه مىشد آشناى زخم تو
* * *
مىتوان خورشيد شد ، با روشنى آغاز كرد * مىتوان با بال خون تا بيكران پرواز كرد
سينه‌ى من صد نيستان ناله دارد ، مىشود * عشق را با ناى عاشورائيان آواز كرد
اين تماشايىترين وصل شكفتن ، فرصتىست * مىتوان اينجا به روى دوست چشمى باز كرد
*
از نگاهت زندگى روييد و جانم سبز شد * چشم‌هاى مهربانت اى مسيح ! اعجاز كرد
مثل من تا وسعت آزادگى پر مىكشد * رشته‌ى دلواپسى را هر كه از خود باز كرد
*
اى فروغ آفتاب آشنايى ! يا حسين ! * روشنا بختى كه خود را با غمت دمساز كرد
* * *

معراج حضور

يك فروغ و آن همه رخسار روى نيزه‌ها * شد تماشايى خدا انگار ، روى نيزه‌ها !
مىطپد پيش نگاه مرده‌ى نامردمان * عشق ، صد آيينه در تكرار روى نيزه‌ها
آسمان ! من آن همه خورشيد در خون خفته را * يافتم با چشم اختربار ، روى نيزه‌ها
پيش ازين بر خاك مقتل بود معراج حضور * خوش تجلّى كرده‌اند اين بار ، روى نيزه‌ها
آستينم را كلاف اشك گوهر كرده‌ام * يوسفند و گرمى بازار روى نيزه‌ها
كاروان را منزل غربت جدا افتاده بود * همرهان را تازه شد ديدار ، روى نيزه‌ها
*
تا بمانى سرخ رو تا صبح محشر اى شفق ! * بوسه از لب‌هايشان بردار روى نيزه‌ها
آسمان ! گر اختران خويش را گم كرده‌يى * شرحه‌شرحه عشق را بشمار روى نيزه‌ها
*
كوفه‌كوفه داس و خنجر بود و ، از آل على * صد گلستان لاله شد تبدار روى نيزه‌ها