چهره سرخ حقيقت ، بعد از آن طوفان رنگ * پشت ابرى از ريا مىماند ، اگر زينب نبود
چشمهى فرياد مظلوميّت لب تشنگان * در كوير تفته جا مىماند ، اگر زينب نبود
زخمهى زخمىترين فرياد ، در چنگ سكوت * از طراز نغمه وا مىماند ، اگر زينب نبود
در طلوع ذاغ اصغر ، استخوان اشك سرخ * در گلوى چشمها مىماند ، اگر زينب نبود
ذو الجناح دادخواهى ، بىسوار و بىلگام * در بيابانها رها مىماند ، اگر زينب نبود
در هجوم لشكر شمشيرها ، تيغ زبان * در نيام ادّعا مىماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ ، سيل انقلاب * پشت كوه فتنهها مىماند ، اگر زينب نبود
* * *
اى بهترين بهانه براى گريستن * وى داغ جاودانه براى گريستن
با نام داغدار تو اى لالهى بهشت * زيباست هر ترانه براى گريستن
نام تو در گشايش دلهاى داغدار * رمزىست عاشقانه براى گريستن
در راه بازگشت به خود ، عشق كاشتهست * داغ تو را نشانه براى گريستن
بيدار كرد داغ تو وجدان خفته را * با موج تازيانه براى گريستن
شش سوى لاله مىدمد اى چشم ! باز كن * راهى از اين ميانه براى گريستن