تشنهاى آمد لبش را تر كند * چارهى لب تشنهاى ديگر كند
تشنهاى آمد كه سيرابش كنم * مشك خالى داد تا آبش كنم
تشنهى آن روز من ، عبّاس بود * پاسدار خيمههاى ياس بود
خون عبّاس علمدار رشيد * قطرهقطره در درون من چكيد
داغى آن خون دلم را سوخته * آتشى در قلب من افروخته
چشمههايم خواب ، موجم خفته باد * آبى آرامشم آشفته باد
آب هستم ؟ واىِ من ! مرداب ، به * زندگى بخشم ؟ نه ! مرگ و خواب به
واى بر من ، واى بر من ، واىِ دل * مانده در مردابِ حسرت پاى دل
پيچ و تاب رودم از دردِ دل است * بركه از اندوهِ دل پا در گل است
چشمه از غم روز و شب نالان شده * ابر هم از رنج من گريان شده
رود داغم ابرها را تيره كرد * تيرگى را بر زلالى چيره كرد
گريهى من شرشر باران شده * غصهام در گريهها پنهان شده
آب اگر شد اشك چشم ، از شرم شد * از خجالت شور و تلخ و گرم شد
حال ، از اكبر خجالت مىكشم * از على اصغر خجالت مىكشم
آب بودم ، كربلا پشتم شكست * آبرويم رفت ، پستم ، پستِ پست
نسل من در كربلا بيچاره شد * نامهى اعمال خوبم پاره شد « 1 »
* * *
مدينه بود و غوغا بود * اسير ديو سرما بود
محمد سر زد از مكّه * كه او خورشيد دلها بود
لالا خورشيد من لالا * گل اميد من لالا
خديجه همسر او بود * زنى خندان و خوشخو بود
براى شادى و غمها * خديجه يار خوشرو بود
لالالا شادىام لالا * غمم ، آباديم لالا
خدا يك دختر زيبا * به آنها داد لالالا
به اسم فاطمه ، زهرا * اميد و مادر بابا
لالالا كودكم لالا * قشنگ و كوچكم لالا
على داماد پيغمبر * براى فاطمه همسر
براى دختر خورشيد * على از هركسى بهتر
چراغ خانهام لالا * گل دُردانهام لالا
على شير خدا ، لالا * على مشكل گشا لالا
هامش
( 1 ) - شب شعر عاشورا ؛ ص 96 - 99 .