من تلخى صبر خدا در جام دارم * صغراى رنج مجتبى در كام دارم
من زخم خوردم ، صبر كردم ، دير كردم * من با حسين از كربلا شبگير كردم
آن روز در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد
فريادهاى خسته سر بر اوج مىزد * وادى به وادى خون پاكان موج مىزد
*
بىدرد مردم ما خدا ، بىدرد مردم * نامرد مردم ما خدا ، نامرد مردم
از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم * زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم
از دست ما بر ريگ صحرا نطع « 1 » كردند * دست علمدار خدا را قطع كردند
نوباوهگان مصطفى را سر بريدند * مرغان بستان خدا را سر بريدند
در برگريز باغ زهرا برگ كرديم * زنجير خائيديم و صبر مرگ كرديم
چون بيوهگان ننگ سلامت ماند بر ما * تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما
روزى كه در جام شفق مل كرد خورشيد * بر خشك چوب نيزهها گل كرد خورشيد « 2 »
* * *
هجرت :
اين فصل را با من بخوان باقى فسانه است * اين فصل را بسيار خواندم عاشقانه است
شبگير غم بود و شبيخون بلا بود * هر روز عاشورا و هر جا كربلا بود
قابيليان بر قامت شب مىتنيدند * هابيليان بوى قيامت مىشنيدند
جان از سكوت سرد شب دلگير مىشد * دل در ركاب آرزوها پير مىشد
اميدها در دام حرمان درد مىشد * بازار گرم عاشقىها سرد مىشد
ديدم ، شبان خفته را تبدار ديدم * بر خفتهى شب ، شبروى بيدار ديدم
مردى صفاى صحبت آيينه ديده * از روزن شب ، شوكت ديرينه ديده
مردى حوادث ، پايمال همت او * عالم ثناگوى جلال همّت او
مردى نهان با روح ، هم پيمان نشسته * مردى به رنگ نوح در طوفان نشسته
مردى به مردى دشنه بر بيداد بسته * در خامشىها قامت فرياد بسته
مردى تذرو « 3 » كشته را پرواز داده * اسلام را در خامشى آواز داده
كاى عالمى آشفته چند آشفتن تو * گيتى فسرد از فتنه تا كى خفتن تو
ابر و نباريدن چه رنگ است اين چه رنگ است * تيغ و نبرّيدن چه ننگ است اين چه ننگ است
ياد احد ياد بزرگىها كه كرديم * آن پهلوانىها ، سترگىها كه كرديم
شبگير ما در روز خيبر ياد بادا * قهر خدا در خشم حيدر ياد بادا . . . « 4 »
هامش
( 1 ) - نطع : فرش چرمين .
( 2 ) - رجعت سرخ ستاره ؛ ص 63 - 66 .
( 3 ) - تذرو : قرقاول ، نام پرندهاى .
( 4 ) - رجعت سرخ ستاره .