خلعت با زيب وزين « انت منّى » « 1 » كس نيافت * از نبىِ الّا على كو داشت فرّ انبيا
در سخا بود از دل و دستش خجل دريا و كوه * اين سخن دارد مصدّق هر كه خواند « هَلْ أَتى » « 2 »
بعد ازو در راه دين گر پيشوا خواهى گرفت * بهتر از اولاد معصومش نيابى پيشوا
كيستند اولاد او ، اوّل حسن و آن گه حسين * آن كه ايشان را نبى فرمود امام و مقتدا
بندهى اين هر دو مخدوميم در ديوان شرع * مىكنم ثابت به حكم مصطفى اين مدّعا
از نبى « من كنت مولا » چون كه تشريف على است * از طريق ارثشان بس بندگان باشيم ما
بعد از ايشان مقتدا سجّاد و آن گه باقر است * چون گذشتى جعفر و موسى و سبط او رضا
پس تقى آنگه نقى آن گه امام عسگرى است * بعد از آن مهدى كزو گيرد جهان نور و صفا
كردگارا جان پاك هر يكى زين جمع را * از كرم در صدر فردوس برين ده متكا
بخشش اى دل زين بزرگان جوكه هريك بودهاند * دُرّ درياى فتوّت گوهر كان سخا
پيروى كن گر نجات مخلصانت آرزوست * هركه را با خاندان عصمت آمد « انتما » « 3 »
در طريق دين به هركس اقتدا ، فرهنگ نيست
گر كنى بارى به معصومان كن اى دل اقتدا « 4 »
* * *
شنيدم ز گفتارِ كارآگهان * بزرگان گيتى ، كهان و مهان
كه با پيغمبر پاك و الا نسب * محمّد سرِ سروران عرب
چنين گفت روزى به اصحاب خود * به خاصان درگاه و احباب خود
كه چون روز محشر درآيد همى * خلايق سوى محشر آيد همى
منادى برآيد به هفت آسمان * كه اى اهل محشر كران تا كران
زن و مرد چشمان به هم برنهيد * دل از رنج گيتى به هم برنهيد
كه خاتون محشر گذر مىكند * ز آب مژه خاك تر مىكند
يكى گفت كاى پاكِ بىكين و خشم * زنان از كه پوشند بارى دو چشم ؟
جوابش چنين داد داراى دين * كه بر جان پاكش هزار آفرين
كه فردا كه چون بگذرد فاطمه * ز غم جَيب جان بردَرَد فاطمه
ندارد كسى طاقت ديدنش * ز بس گريه و سوز ناليدنش
به يك دوش او بر ، يكى پيرهن * به زهر آب آلوده بهر حسن
ز خون حسينش به دوش دگر * فرو هشته آغشته دستار سر
هامش
( 1 ) - اشاره است به حديث منزلت كه رسول اكرم ( ص ) به على ( ع ) فرمود : انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى » . اى على تو نسبت به من به منزلهى هارون نسبت به موسى هستى ، جز آن كه بعد از من پيامبرى نيست .
( 2 ) - هل اتى : سوره دهر يا انسان ، به اتفاق اكثر مفسران دربارهى حضرت على ( ع ) و خاندانش نازل شده است و آن ، اشاره است به وفاى نذر و اطعام مسكين و يتيم و اسير . ( ر . ك : زمخشرى ؛ كشّاف ذيل سورهى دهر ) .
( 3 ) - انتما : نسبت دادن ، باز بستن .
( 4 ) - ديوان اشعار ابن يمين فريومدى ؛ ص 8 .