واى از آن دشت تفته و لب خشك * ما و بيگانگى و بوى عطش
در شب دشنهها ، چه خواهد كرد * غيرت عشق با گلوى عطش ؟
* * *
تا خيمه به خون زنند در يارى عشق * دادند صلاى سرخ بيدارى عشق
در كرب و بلاى عاشقان پرپر شد * هفتاد و دو لاله در هوا دارى عشق
*
گر سر ندهد حسين با سر چه كند ؟ * با خرمن لالههاى پرپر چه كند ؟
گيرم كه به خيمه مشك آبى هم برد * با دست بريدهى برادر چه كند