تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
هركه او چون حلقه نبود بر در حيدر مقيم * رهروان راه دين چون حلقه‌اش بر در زنند
مؤمنان حيدرى را ميرسد كز بهر دين * حلقه‌ى ناموس حيدر بر در خيبر زنند
ره به منزل برد هركو مذهب حيدر گرفت
آب حيوان يافت آن كو خضر را رهبر گرفت
* * *

تركيب‌بند : در مناقب ائمه اثنى عشر ( ع ) : « 1 »

به حلق تشنه آن رشك غنچه‌ى سيراب * كه رخ به خون جگر شويد از عنّاب
شه دو مملكت و شهوار نُه مضمار « 2 » * مه دوازده بُرج و امام شش محراب
فروغ جان رسول ، چراغ و چشم بتول * بهار عترت و نوباوه‌ى دل اصحاب
حديث مقتل او گر به گوش كوه رسد * شود ز خون دل اجزاى او عقيق مذاب
وگر سپهر برد نام آتش جگرش * كند به اشك چو پروين ستارگان را آب
به كربلا شد و كرب و بلا به جان بخريد
گشود بال و ازين تيره خاكدان بپريد
بدان بزرگ حسينى نواى پرده‌ى راز * كزو بلند شد آوازه‌ى نهضت حجاز
على ثانى و سلطان حيدرى نسب * امام رابع و كسرى مملكت پرداز
نشسته خامش و با چار ركن در گفتار * شكسته شپهر و با هفت چرخ در پرواز
اگر نه از پى ذكر مناقبش بودى * ز كوه وقت صدا برنيامدى آواز
صبا چو دم زند از گلستانِ اورادش * ز جانِ فاخته خيزد فغان كوكو باز
طراز كسوت مه بود عطف دامن او
چراغ ديده‌ى خور بود راى روشن او « 3 »
* * *

در منقبت ائمه اثنى عشر :

تا كى بر آستانه‌ى اين شش درى سرا * باشم از آشيانه‌ى مألوف خود جدا
وقتست كز منازل تقليد بگذرم * و آدم به صحن گلشن تحقيق متكا
من رافضى نيَم كه كنم پشت بر عتيق * يا خارجى كه روى بتابم ز مرتضى
كين اگر به كعبه كنم سجده يا به دير * باشد مرا به عترت پيغمبر اقتدا
دانى كه چيست رايحه‌ى بوستان قدس * يك شمه از روايح انفاس مصطفى
اقصى خرام باديه پيماى شوخ موسيقى دنى « 4 » * گيتى فروز مملكت آراى و الضحى
هامش
( 1 ) - با حذف چند بند اول و چند بند آخر . ( 2 ) - مضمار : ميدان اسب دوانى . ( 3 ) - ديوان خواجوى كرمانى ؛ ص 606 . ( 4 ) - اشاره به آيه 8 سوره نجم .