انسان ولى فراتر از انسان خاكزاد * با آيههاى نور الهى نما حسين
مطلوب دل ، موافق خاطر ، انيس جان * زنگار غم گرفتهى دل را جلا حسين
پاينده در خيال زمانها و قرنها * در معبر گذشت زمان دير پا حسين
در كندوكاو يافتن جايگاه عشق * تا مسلخ شهادت پر اعتلا حسين
در شورهزار تشنه به گلبانگ عاطفت * آواز آب و عاطفه ، گلگون قبا حسين
سردار بىمبالغه در عرصهى نبرد * سرباز بىمضايقه در كربلا حسين
در جنگ عاشقانه پذيراى مرگ سرخ * با ظلم در نبرد به شمشير « لا » حسين
نام تو عطر سينهى خونين لالههاست * بويت در آستين بهاران رها حسين
در انتظار بوسه بر آن آستانهات * خون مىچكد ز چشمهى چشمان ما حسين