شيرينعلى گلمرادى
شيرينعلى گلمرادى فرزند اسماعيل در سال 1317 ه . ش ، در شهر خلخال ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را تا سال دوم دبيرستان در زادگاهش به انجام رسانيد ، از آن پس به استخدام ژاندارمرى درآمد و تا سال 1361 به خدمت اشتغال داشت و سرانجام بازنشسته گرديد .
گلمرادى از آغاز جوانى به شعر و شاعرى پرداخت و از سال 1339 آثارش در بعضى مجلهها و روزنامهها منتشر مىشد .
گل مرادى از انواع شعر تنها به سرودن غزل علاقه بيشترى نشان داده است و مجموعه شعرى بنام « دهستانى » از وى توسط حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى طبع و نشر يافته است « 1 » .
- * -
عصر عاشورا :
قتلگاهىست پر از داغ ، نظرها نگران * ظهر مجروح ، از اين داغ مهيّا نگران
عطش آويخته از ابر شناور در كوه * در پى رفتن هفتاد و دو دريا نگران
بر زمينى كه از آن خون و خطر مىرويد * مىشود خيره بر آن ديدهى عيسى نگران
زير رگبار شقاوت ، كه فرو مىبارد * ايستادهست تن تشنهى صحرا نگران
در غم سوختن اين همه باغ گل سرخ * خاطر مضطرب مريم عذرا نگران
ايستادهست صبورانه ، ولى مىمويد * قامت حيدرى حضرت زهرا نگران
سايه افكنده شب فاجعه بر دامن دشت * جادهى نور ، از اين ظلمت يلدا نگران
آب ، سر مىكشد از پشت سر شعلهى خاك * در دلش آتشى از آه و دريغا نگران
ذو الجناح است كه بازين نگون آمده است * - بىسوار - از طرف مقتل مولا نگران
موج صد سلسله اندوه گره خورده به هم * در خم حيرت يك مركب تنها نگران
مىتوان نقش كشيد از تب صحراى فرات * مىتوان گرم شد از سوختن ، امّا نگران
* * *
در مناى عشق :
اى در مناى عشق خدا جان فدا حسين * در پيكر مبارزه خون خدا حسين
اى پاكتر ز پاكى گلبرگهاى ياس * روى زمين ز چهرهى تو دلگشا حسين
اى معنى تكامل ايمان به فيض عشق * اى عارى از تعارف چون و چرا حسين
عريانترين حقيقت معلوم آفتاب * تابانترين حقيقت صدق و صفا حسين
فارغ ز كام خواهى دلى در هواى نفس * غالب به سلطهجويى ديو هوا حسين
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 5 ، ص 3079 .