تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1327

مساهمون:

ص١٣٢٧
نورى ز عرش ، همچو نگاه فرشتگان * آمد به سوى خانه‌ى شير خدا فرود
در خانه‌ى على - كه جهان همچو او نديد * سر فصل انقلاب جهان چشم گشود
در پهندشت سوخته‌ى وادى حجاز * آن انتظار خسته‌ى هستى دگر غنود
پنداشتى ، كه جمله‌ى ذرّات اين جهان * خواندند در مباركى مقدمش سرود
اينست آن شكوفه‌ى شاداب انقلاب * كامروز شد شكفته ازو گلشن وجود
اينست آن وديعه‌ى « 1 » آزادى جهان * كآزادگى نبود اگر نهضتش نبود
اينست آن خرابگر كاخ‌هاى ظلم * كز پرده‌هاى ظلم بدّريد تار و پود
اينست آن دلاور نستوه كربلا * مردى كه همّتش نتواند خرد ستود
آنكو به روز معركه ، سرداد اين صلا * آنكو به گاه مهلكه سركرد اين سرود :
از آستان همّت ما ذلّت‌ست دور * و اندر كنام غيرت ما نيستش ورود
گر جز به كشتنم نشود دين حق بلند * اى تيغها ! بياييد بر فرق من فرود !
اكنون كه ديده هيچ نبيند به غير زور * بايد ز جان گذشت ، كزين زندگى چه سود ؟ !
بر ما گمان بندگى زور برده‌اند * اى مرگ ! همّتى كه نخواهيم اين قيود
اى شهر بند « 2 » غيرت و آزادى و شرف * اى آنكه نيست عرصه‌ى عزم ترا حدود « 3 »
اى آنكه روز حشر در احياى عدل و داد * دارى به پيش داور ، هفتاد تن مشهود
از خونبهاى خويش اگر پرسشى كنى * شرمنده‌ايم پيش تو و داور وَدود « 4 »
مدح تو گفتم ، اى كه ز آغاز تا ابد * آزادگان برند به آزاديت سجود
از خون تست پرچم آزادگى ، بپاى * بر نام تست از لب آزادگان ، درود
هامش
( 1 ) - وديعه : امانت و سپرده ، جمع آن ودايع . ( 2 ) - شهربند : قلعه و حصار . كنايه از زندان و كسى كه در محاصره افتاده باشد . ( 3 ) - حدود : جمع حد ، مرز ، كرانه . ( 4 ) - ودود : بسيار مهربان ، از صفات خداوند .