تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1329

مساهمون:

ص١٣٢٩

حسن صالحى خمينى

حسن صالحى فرزند غلامرضا در سال 1315 ه . ش در شهرستان خمين به دنيا آمد . وى از نه سالگى با خواندن اشعار مرحوم صامت بروجردى پاى به دايره‌ى ادبيّات مذهبى نهاد و با آشنا شدن با مرحوم محمد على مردانى « انجمن ادبى نغمه‌سرايان » را بر پا نمود « 1 » . - * -
گوهرى در بحر خون افتاده بود * عرش گويى واژگون افتاده بود
مهر گويى مىدرخشيد از زمين * ماه گويى لاله‌گون ، افتاده بود
در ميان لجه‌ى خون ، پيكرِ * علم « كانَ ما يَكُون » افتاده بود
نى خطا گفتم كه آنجا سرّ حق * از سرا پرده برون افتاده بود
كى در آن خون غوطه مىزد كان چنان * زينب از صبر و سكون ، افتاده بود
در زلال خون خود خون خدا * از عناد قوم دون افتاده بود
با هزار و نهصد و پنجاه زخم * من نمىگويم كه چون ، افتاده بود
ريخت خونى بر زمين كندر برش * تيغ‌ها كند و زبون افتاده بود « 2 » .
هامش
( 1 ) - سيماى مداحان و شاعران ؛ ج 2 ، ص 166 . ( 2 ) - همان ؛ ص 171 .