اوست پرورش دهنده و به فعليت در آورندهى كمالات جوهرى ( صورت نوعيهى عقلها و جانها ) اوست ابراهيم خليل در خانهى كعبه ، و موساى كليم در كوه طور ، و ادريس آموزندهى علوم و درسها .
اوست سليمان . حشمت اللّه ، اوست سلطان طوس .
و اوست كه خورشيد همهى خورشيدهاست ، در منظومهى بزرگ جهان هستى . و او ، به اذن خدا ( و مقام ولايت كلى ) ، پرورندهى همهى كائنات است .
9 - اوست رهبر عقل ، و پيشواى همگان و ترازوى درست سنج درستى .
اوست گسترندهى بساط عدالت ، و اقامه كنندهى حدود خدايى ، و شارح كتاب آسمانى .
اوست حجت خدا ، و جانشين پيامبر ، در همه چيز .
و اوست شرط كلمهى « لا إله الا للّه » در آن حديث معروف ، حديثى كه در ميان تودههاى انبوه ، در نيشابور بيان فرمود .
و بدينگونه راه روشن حق را كه طريق نجات است نشان داد .
10 - اوست رهبر سياسى امت ، با بهترين نظام حكومت پيامبرانه « 1 » ، و بهترين نمونهى رهبرى كه فاطمه زهرا بيان كرد ، و بنياد استوارى كه على نهاد . اوست كه دربارهى هر صاحب حقى ، بر پايهى شريعت مساوات جوى اسلام حكم مىكند ، بر آن گونه كه وحى فروزان الاهى ، در قرآن ، فرود آمده است .
آرى ، اى جهانيان ، اين است راه و روش پيشوايان حق ، فرزندان پيامبر ! نه ، نه آن روش كه شر گرايان پى نهادند .
11 - آل محمد ، راهنمايان خلقند و انبازان كتاب فروغ بخش الاهى .
آل محمد ، پاسداران عدالتند ، در هر چيز بزرگ و كوچك .
آل محمد ، سروران امتند ، به دليل موضع سزاوار ، و آياتى كه در كتاب نورانى و محكم خدا فرود آمده است ،
و به دليل نص ( سخن صريح ) پيامبر كه در روز « غدير » آشكارا گفته شد . روزى كه زير درختان بزرگ كوهى را رفتند و در آن جا نماز خواندند « 2 » .
12 - آل محمد - به بقاى حق سوگند - درفشهاى داد و دادگريند ، و فرياد عدالت .
آل محمد ، و تعاليم ايشان ، غرض غايى دينند و هدف نهايى رسالت .
آل محمد ، مايهى زنده ماندن علم و دانشمند ، و مرگ جهل و نابودى جهالت .
آل محمد ، بناى دينند و پيكرهى هدايت راستين دلالت .
هامش
( 1 ) - اين گونه اوصاف در حق ائمهى طاهرين - كه حقيقت محض است - اوصاف شأنيّه است ، يعنى شان ائمه در اسلام اين بود و آنان چنين بودند ، نهايت خلافتهاى غاصب مجال ندادند تا آنان متصدى اين رهبرىهاى سياسى و اجتماعى نيز ، مانند رهبرى علمى و اخلاقى ، بشوند .
( 2 ) - يعنى در روز غدير ، در صحراى جحفه . رجوع كنيد به « الغدير » ، ج 1 ، و « حساسترين فراز تاريخ با داستان غدير » ، چاپ دهم ، انتشارات فجر ، تهران ، ص 23 .