عاشورا راز حبّ ازلى است درافشايى شكوهمند . . .
عاشورا قتلگاه اشباح توحيد است ، در مصاف تجسّم شرك . . .
عاشورا تبلور شكوهزاد جاودانگى حق است ، در تباهستان نابود باطل . . .
عاشورا نماز شب يازدهم است ، در سكوت خروشان خيمههاى سوزان . . .
عاشورا هشدار خونين حسينيّههاست . در معبر اقوام . . .
عاشورا رمز بقاى دين اسلام است و برقرارى آيين حق ( حسين منّى و أنا من حسين ) عاشورا خروش تندرآساى « عدل » است ، در كلّيّت ناچيز كاخ دمشق ، و سپس كلّيّت ناچيز همهى كاخها و قدرتها . . .
عاشورا نفى همهى ستمها و پليدىها و پستىها و فجورها و ظلمها و حق كشيهاست ، به هر نام و در هر عملكرد . . .
عاشورا فريادگستر انسانهاى مظلوم است ، در همهى تاريخ . . .
عاشورا غمگسار سترگ يتيمان و كوخنشينان است ، در هر جاى زمين . . .
عاشورا دست نوازش انسانيّت است ، بر سر بىپناهان . . .
عاشورا رواق سرخ حماسه است ، در تاريكستان سياهى و بيداد . . .
عاشورا قلب تپنده دادخواهان است ، در محكمهى بشريّت . . .
عاشورا طنين بلند پيروزى است ، در گوش آباديها . . .
عاشورا شهادتى است تابيده ، بر چكادهاى افراشتهى پيروزى . . .
عاشورا « رسالتى » است بزرگ ، بر دوش « اسارتى » رهايىبخش . . .
عاشورا خروش طنين افكن آزادگى است ، در زندگى . . .
عاشورا زنده كنندهى اسلام است ، و اسلام زنده شدهى عاشورا . . .
عاشورا بانگ رساى همهى انسانهاست ، در همهى تاريخ ، از همهى حنجرههاى پاك خدايى . . .
عاشورا آبروى نمازگزاران است و عزّت مسلمانان . . .
و سرانجام ، عاشورا ركن كعبه است ، و پايهى قبله ، و عماد امّت ، و حيات قرآن ، و روح نماز ، و بقاى حج ، و صفاى صفا و مروه ، و جان مشعر و منى . . .
و عاشورا ، هديهى اسلام است به بشريّت و تاريخ . . .
آرى ، عاشورا ، از لحظهى آغازين خويش ، يعنى ترك « مكّه » در روز « ترويه » ( روز هشتم ماه ذيحجّه كه مسلمانان متوجّه مكّهى مكرّمهاند ، و هر كس امكانى دارد مىكوشد تا در حج شركت جويد ، بويژه مجاوران ) ، زلزلهاى خروشناك و گسترنده بود ، كه معيارها را دگرگون كرد ، و پرچم رسالتى بزرگ را برافراشت ، و مرزهاى صيانت قرآن را استوار گردانيد ، و بنياد جامعهى منحرف اسلامى آن روز را ( كه از سياست قرآنى و اقتصاد قرآنى و قضاوت قرآنى و عدالت قرآنى و تربيت و اخلاق قرآنى ، دور افتاده بود ، و خصلتهاى جاهليّت از نو در آن زنده شده بود ، و تبعيض و تفاوت در آن حضور داشت ، و سستى و مردگى بر آن حكومت مىكرد ) ، به لرزه درآورد . . . عاشورا حاكميّت ضدّ قرآنى دربار دمشق را مطرود اعلام نمود . افكار تحذير شده را به خود آورد . آن دسته از اصحاب پيامبر ( ص ) و عالمان و محدّثان و بزرگان مسلمين را كه مىپنداشتند در برابر اوضاع انحرافى جامعهى اسلامى هيچ تكليفى ندارند محكوم كرد . زهد پيشگان صوفى مشرب را ( كه محصول نفوذ فرهنگهاى بيگانه در اسلام و - اغلب
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1320
مساهمون: مرضيه محمدزاده
ص١٣٢٠