شنيدن نغمههاى آنان ، به سعادت وصال رسم .
4 - نغمههايى ، كه چونان زيورى است آويخته به گوش دستگاهها و پردهها .
نغمههايى ، كه روزگارانى دراز ، چنگ روزگار را به نوا در آورده است .
نغمههايى ، كه از صداى آواز دختركان خنياگر نيز لطيفتر و خوشتر است .
نغمههايى ، كه در درون دل ، حكايتگر درخشش فيض ازلى است .
نغمههايى ، كه حكمت نهفته در سورهى « حمد » را باز مىگويد .
نغمههايى كه در پرتو آنها ، رموز آيات آسمانى ، در برابر خرد آشكار مىگردد .
5 - اكنون ، اى مرغ چمن ! از چيست كه آشكارا از آنان سخنى نمىگويى ؟
اين ، اين سرا پردهى « سلمى » است ، تو اين دشتها را - كه گرداگرد خيمهى ياران است - آكنده ساز ، آكنده ساز از نواهايى غمگين و سوزناك ، نواهايى كه دوشيزگان را بىخويشتن مىسازد .
شايد ، بدينگونه ، سلمى ، از خورشيد رخسارهى خويش پرده برگيرد .
و شب ما ، شب تاريك ما ، چنان چون روز ، روشن و تابناك گردد ، از فروغ دامن گستر اطوار حسن ، به هنگام درخششها .
6 - درخششهايى ، كه فروغ آن ، از نخست بر همهى كاينات چيره گشت .
و آيات نور آن ، در قلههاى افراشتهى ملكوت اعلى ، فروغ گسترد .
و در آيينههاى جهان باطن ، بلندى و عظمت آن ، نمودار گرديد .
بويژه آنكه در آغاز كار ، نقطهى منتهى آشكار شد :
ستارگان درخشان آل طه و يس ، كه همه واسطهى فيض ازليند و ناموس هستى و حيات .
7 - آل محمد ، اصول كائنات ، فروغهاى تجلى خدايى و درياى بخششند .
از فرخندگى آنان بود كه آدم به كرامت سجود ملائكه مكرم گشت .
و از مدرسهى آنان علومى ظاهر شد كه همانها اسرار وجود است .
و در روز رستاخيز ، تنها اميد نجات مخلوق آنانند .
بويژه ، هشتمين آنان كه ( راهبر ) سرّ نهايى شهود حقيقت اوست .
و او است راهنماى همهى خلق كه به دليل اتصاف به صفات خدايى ، همه را به ذات حق رهنمونى مىكند .
8 - اوست آن افكنندهى نور الاهى در همهى مظاهر هستى و نقشهاى عالم وجود .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1316
مساهمون: مرضيه محمدزاده
ص١٣١٦