كردند ميرِ عشق را ابرار يارى * از خونشان شد نخلِ ايمان آبيارى
*
در كربلا خورشيد هم خون گريه مىكرد * نهر فرات و رود كارون گريه مىكرد
در خاك و خون اجساد پاكان غوطهور بود * هر سو فتاده پيكرى بىدست و سر بود
دستان عباس دلاور را بريدند * با كام خشك او را به خاك و خون كشيدند
بر روى طفل شيرخواره آب بستند * بر حنجر خشكيدهاش پيكان شكستند
هفتاد و دو نخل به خون گشته شناور * گشتند پاره ، پاره از شمشير و خنجر
اموال آل اللّه را غارت نمودند * از چهرهى محجوبشان معجر ربودند
*
زينب قيام كربلا را زيب و زين بود * زينب پيام خونِ گلگون حسين بود
از نينوا تا شام ، زينب در نوا بود * زينب امير كاروان كربلا بود
چون خيمهها در آتش بيداد مىسوخت * زينب درون خيمهى سجاد مىسوخت
زينب كه بر خيل اسيران راهبر بود * با رأس خونين برادر هم سفر بود
خورشيد را زينب به روى نيزهها ديد * از رأس پر خون آيههاى نور بشنيد
زينب به ميدان سخن مثل على بود * تيغ زبانش در كلامش مُنجلى بود
زينب سفير كشتگان كربلا بود * زينب پيام خونِ مردان خدا بود
زينب ز خون پاكبازان پرچمى ساخت * وندر بلنداى جهان آن را برافراشت
از خطبههاى زينب كبرى به كوفه * روئيد نخل انقلابى پر شكوفه
در نهضت خونين فرزند پيمبر * زينب زبانى داشت بُرّانتر ز خنجر
زينب از آن هنگام ، تا روزى كه جان داشت * هرجا حديث كربلا را بر زبان داشت « 1 »
* * *
اگر زينب نبود :
از قيام كربلا و نهضت سرخ حسين * انقلابى كى به پا مىشد اگر زينب نبود
ابر ظلمت چهرهى خورشيد را پوشانده بود * حق ز باطل كى جدا مىشد اگر زينب نبود
خون هفتاد و دو تن عشاق دشتِ نينوا * پايمال اشقيا مىشد اگر زينب نبود
در دلِ آتش امامِ ساجدين جان مىسپرد * قطع نسل مصطفى مىشد اگر زينب نبود
از تفِ خورشيد و هُرمِ آتش و سوزِ عطش * جمع طفلان را چهها مىشد اگر زينب نبود
هر طرف طفلى ز شاه دين پريش و تشنهلب * در بيابانها رها مىشد اگر زينب نبود
بر اسيران در مسيرِ شام از جورِ عدو * محنتِ بىانتها مىشد اگر زينب نبود
از بيان خطبههاى كوفه و بزم يزيد * كى حقايقِ برملا مىشد اگر زينب نبود
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 113 - 115 .