سيد على اكبر بهشتى
به سال 1304 ه . ش در تربت حيدريه به دنيا آمد از همان كودكى به شعر علاقمند بود و مطالعهى دواوين شعرا را آغاز نمود و به دنبال آن خود به سرودن شعر پرداخت « 1 » .
- * -
شب يازدهم :
گلستان پيمبر را به رخ گرد غم است امشب * خيام سوخته اى واى غرق ماتم است امشب
سليمان امانت بر زمين افتاده از مركب * به دست اهرمن از جور گردون خاتم است امشب
هوا تاريك و خاك آلوده آتش بر سر آتش * كه زينب با لب عطشان و چشم پُر نم است امشب
خيام طاهرات و جسم رنجور زن و كودك * به زخم سينهها ، آتش به جاى مرهم است امشب
بنات النعش سرگردان ، به صحراى بلا زنها * به هم پاشيده گوئى انتهاى عالم است امشب
كنار بستر بيمار بىكس بر پرستارى * به يكسو حضرت زهرا ، به يكسو مريم است امشب
بيا زهرا تسلّى ده ، دل غمديدهاى طفلان * حسينت را حرم در سلطهى نامحرم است امشب
هامش
( 1 ) - سيماى مدّاحان و شاعران ؛ ج 2 ، ص 64 .