آنچ آمدست بر تنم از چرخ نامدست * از دودهى معاويه بر آل بوتراب
* * *
چون تو بودى به دانش و مردى * در زمانه چو حيدر كرار
رفت فرزند تو به عاشورا * چون حسين على به دار قرار
* * *
هست ارواح انبيا در خلد * بر ارواح انبيا رفتى
مصطفى جد تست پس تو مگر * گه به نزديك مصطفى رفتى
فرع زهرا و مرتضى بودى * بر زهرا و مرتضى رفتى
* * *
در خون من مشو ، كه به خون شستهام دو رخ * بىتو ، به حق خون شهيدان كربلا « 1 »
هامش
( 1 ) - منظومه عشق ؛ ص 46 و 47 .