ز اسماء و صفات و محو و اثبات * شدم وارسته چون شد جلوهى ذات
تركت الخلق طرّاً فى هوا كا * و اتيمت العيال لكى اركا
چو وارد اندر آن دشت بلا شد * همه محو جمال كبريا شد
برآورد از بغل آن شيرخواره * به عرش حق عيان شد گوشواره
به دوش شاه اصغر شد نمايان * عطارد شد عيان با مهر تابان
به پاسخ حرمله آن شوم بدبخت * كشيدش بر سر زانو كمان سخت
خدنگى زان سپاه شوم سر زد * كه آتش شاه دين را بر جگر زد
سرش افتاد سر را بر سر دوش * كه پيكانش بريد از گوش تا گوش
فلك با اهل حق بيداد تا چند * روان مصطفى ناشاد تا چند