تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
سوى ميدان تاختن با مشكى به دوش * تيغ در دست و چو رعد اندر خروش
چشم دشمن تا بدان تن اوفتاد * لرزه بر اعضاى دشمن اوفتاد
بانگ زد بر لشكر طغيان ، عمر « 1 » * الحذر « 2 » ثم الحذر ثم الحذر
اى گروه اين شير ، فرزند على است * شير حق را وارث اندر پر دلى است
مقصدش آب است ، دارد بس شتاب * تا رساند در حرم مشكى ز آب
هان نه بگذاريد كاو آبى بَرَد * ور نه صف‌هاى شما بر هم دَرَد
گر برد آبى به سوى خيمه‌گاه * زندگى بر ما حرام است اى سپاه
دست زد بر قبضه‌ى تيغ جديد * در حديدش « انّما باس شديد » « 3 »
صف شكافى كرد و داخل شد به شط * راند در شط اسب را مانند بط « 4 »
دست برد و غُرقه‌اى « 5 » ز آب روان * تا كه نوشد ، برد نزديك دهان
آمدش ناگه ز كام شاه ياد * هيچ دل از ياد او خالى مباد
ريخت آب و آمد از مشرع برون * غرق آب و غرق آهن ، غرق خون
پر برآورده تنش چون شاهباز * بس رسيدش تيرهاى جانگداز
با همه همّت كه صرف آب داشت * با شهامت تيغ در لشكر گذاشت
بانگ برزد ابن سعد رو سياه * حمله آريدش ز هر سو اى سپاه
لشكر از هر سو به سويش تاختند * تا كه دست راستش انداختند
مشك را افكند اندر دوش چپ * تيغ مىزد ابن قتّال العرب « 6 »
گر جدا گرديد دست راستم * بر ندارم دست تا برخاستم
تا حمايت‌ها كنم از دين خويش * و از امام صادق فرخنده كيش
سبط احمد در همه روى زمين * الحسين الطاهر الطُهر الامين
دور او بگرفته لشكر همچو سيل * دست چپ انداختش « ابن طفيل » « 7 »
باز بند مشك در گردن فكند * با زبان حال گفتى با سمند
كاى سَمَنِد اشْهب « 8 » فرخنده گام * راه چندى نيست ديگر تا خيام
كودكان را وعده دادم از صواب * چشم بر راهند اكنون بهر آب
آرزويى نيستم جز اين به دل * نزد آن طفلان نگردم من خجل
هامش
( 1 ) - منظور عمر بن سعد فرمانده سپاه ابن زياد مىباشد . ( 2 ) - الحذر : بپرهيزيد ، بترسيد . ( 3 ) - اشاره به بخشى از آيه‌ى 26 سوره حديد :« . . . وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ ». و آهن را فرود آورديم ( آفريديم ) كه در آن قوّت و توانايى سخت و سودهايى براى مردم است . ( 4 ) - بط : مرغابى . ( 5 ) - غرقه : يك كف آب . ( 6 ) - ابن قتال العرب : فرزند بسيار كشنده‌ى عرب . منظور از قتال العرب حضرت على ( ع ) است . ( 7 ) - ابن طفيل : از سربازان سپاه عمر بن سعد است . ( 8 ) - سمند اشهب : اسب سپيد و سيا ، خاكسترى مايل به سفيد .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1133 | مرضيه محمدزاده