مفتون همدانى
سيد مير آقا كبريايى همدانى متخلص به « مفتون » فرزند سيد آقا كبريايى است نسب او با سى و هشت واسطه به امام زين العابدين ( ع ) مىرسد . وى در سال 1268 ه . ش در همدان متولد شد تحصيلات مقدماتى را به انجام رسانيد و دروس عربى و رياضيات را ضمن اشتغال به كار روزانه نزد اساتيد فن تكميل نمود و هيئت و نجوم ، تاريخ و ادبيات و فنون شعر را نيز بياموخت .
در جوانى نام مفتون در شهر همدان و غرب كشور به پهلوانى و آزاديخواهى معروف و سپس در جوامع و محافل ادبى كشور به عنوان شاعرى توانا ، عارف و دانشمند مشهور گرديد . سيد مير آقا سرانجام در دهم مهر ماه سال 1334 ه . ش وفات يافت و بنابر وصيتش در ضلع شمالى آرامگاه قديمى بابا طاهر عريان همدانى به خاك سپرده شد .
- * -
حُسن حَسن چو بگذشت ، دور حسين آمد * شور حسينى اينجا ، با شور و شين آمد
سوم امام و ، پنجم نور دو عين آمد * اسلام و كفر صف بست ، حق بين بين آمد
شاهى كه شد سر او زيب سنين آمد * برخيز رو نمائيم بر كربلاى اسلام
سرپوش از سر خم چون مىفروش برداشت * در خم شراب وحدت كف كرد و جوش برداشت
ميخوارهى محبت از دل خروش برداشت * جام بلاى حق را با نوش نوش برداشت
نوشيد و ، يار عشق حق را به دوش برداشت * مستانه كرد ره طى ، آن رهنماى اسلام
* * *
ياران ! سيه بپوشيد ، ماه محرم آمد * ماه محرم آمد ، هنگام ماتم آمد
ماتم به روى ماتم ، غم بر سر غم آمد * دوران كفر گرديد ، اسلام در هم آمد
كعبه شكست برداشت ، بتخانه محكم آمد
در كربلا عيان گشت ضعف قواى اسلام
*
در كربلا شه دين ، اول چو بار بگشود * برداشت بيعت خود از همرهان و فرمود :
حق خواسته كه بيند ما را شهيد ، پس زود * هر كس كه نيست حاضر ، باز است ره نه مسدود
واپس كشيد خود را هركس كه بىبصر بود
بنمود پشت و بنهاد روبر قفاى اسلام
*
اول كسى كه آنجا ره را بريد بر شاه * حُرّ بود ، ليك گرديد زود از قضيه آگاه
از پيش صف شبانه آمد به پشت خرگاه * توبه نمود و شد جانباز ، قصه كوتاه
آرى نزد چو بن سعد خود را به تيغ اللّه
« اول شهيد » گرديد در نينواى اسلام
*