فؤاد كرمانى
ميرزا فتح اللّه قدسى كرمانى فرزند سلطان على ، متخلّص به « فؤاد » از عارفان دلسوخته و داراى طبعى بسيار لطيف و شيواست .
وى به سال 1268 ه . ق . در كرمان متولد و به سال 1358 هجرى پس از حدود 90 سال زندگى زاهدانه و عارفانه جان به جان آفرين تسليم كرد . آرامگاهش در سه كيلومترى كرمان در دامنهى كوه سيّد حسن قرار دارد .
فؤاد برخى از حوادث دوران آغازين زندگيش را به نظم كشيده است . گويد پدرم عطّار بود و مرا از مكتب باز داشت و به شغل عطّارى گماشت . اما هوس دانايى و علم آموزى رهايم نمىكرد و از دكّهام به مدرسه مىكشاند . اگرچه انگيزه آموزش علوم رسمى ، به حلقه درسم مىنشاند امّا هيجانات روحِ عاشق و ذوق شاعرانه ، به ترك قيل و قال علوم مكسبىام مىخواند . در اين غوغاى عشق و جنون ، مونسم ديوان سعدى بود و به شيوهى او شعر مىسرودم و بعد از آن به كتاب مثنوى مولوى روى آوردم .
مجموعهى ديوان خود را « شمع جمع » ناميدم و آن را به سال 1332 قمرى به پايان بردم .
« شمع جمع » بارها به چاپ رسيده است . شعر فؤاد بسيار با حال و گيرا و دلنشين است و مراثى وى را بايد در شمار بهترين مرثيهها شمرد .
« شمع جمع » داراى 6876 بيت مىباشد بدين شرح : 26 قصيده ، 60 غزل ، 11 قطعه ، 539 رباعى ، 12 مسمّط ، 5 ترجيعبند و 2 مثنوى .
فؤاد مسلمانى پاك اعتقاد و شيعهاى اثنى عشرى است و همچون همهى عارفان راستين تشيّع را « اسلام على » « 1 » مىشناسد و كمتر شاعرى در دورهى وى مىشناسيم كه همچون او توانسته باشد بعد از قرآن كه بيشترين قصايد و مثنويهايش آراسته به آيات و بيّنات است و از دو اثر عالى عرفان اسلامى يعنى نهج البلاغه و صحيفهى سجّاديه متأثر و برخوردارى يافته باشد .
همچنين قوىترين و ارزشمندترين جنبهى عاطفى و ايمانى وى ، عشق و ارادتش به مولاى متّقيان است كه بيش از دو سوم اشعار اوست . همچنين در مورد سرور شهيدان حسين ( ع ) كه پاى بر سر هستى نهاد و تاج شرافت بر سر بنى آدم . . . عشقش بر عقل فائق آمد و اثبات حق را در نفى علايق ديد لذا بسى آسان دل از خلايق بريد و به خالق بست « 2 » .
- * -
قصيده :
شنيدم ظهر عاشورا كه آن مِهر جهان آرا * روان شد بىكس و تنها به رزم فرقهى كافر
گرفت آن نقطهى توحيد جا در مركزِ ميدان * چو پرگارش به گِرد آمد سپاه از ايمن وايسر
ستاد آن ماه برج آفرينش در ميان تنها * بر گِردش هاله مانند آمدند آن قومِ بد اختر
به ارشاد آن كلام اللّه ناطق در حديث آمد * به آواز جلى فرمود : كاى قوم ستم گستر
اگر دانيد من نسل كيم دانيم اصلم را * كه هم ارث جلالت از پدر دارم ، هم از مادر
رياض ارض بطحايم ، بهار گلشن يثرب * نهال باغ زهرايم ، گل بستان پيغمبر
هامش
( 1 ) - ر . ك به سيد حسين نصر ؛ سه حكيم مسلمان ، ترجمهى احمد آرام . ص 102 .
( 2 ) - شمع جمع ؛ مقدمهى ديوان .