صامت بروجردى
محمد باقر بن پنجشنبه متخلّص به « صامت » ، در سال 1263 ه ق . در بروجرد متولد شد و در همان جا رشد و نمو يافت و به كسب مشغول شد ، و هم در اين شهرستان به سال 1331 ه ق . درگذشت .
او در انواع شعر از قصيده ، غزل ، مثنوى ، ترجيعبند ، رباعى و معانى مختلف در رثاء و تغزل و مديحه طبع خود را آزموده و اشعار او در رديف هم طبقههاى وى چون نوائى بروجردى ، وفايى شوشترى و جودى خراسانى است .
ديوان صامت مكرّر در تهران به چاپ رسيده است اگر چه از مقدّمات زندگى و تحصيلات او اطلاع صحيحى در دست نداريم ليكن تتّبع در اشعار او و به خصوص قطعات عربى و جملاتى را كه سروده نشان مىدهد كه از مقدّمات ادب بىبهره نبوده است « 1 » .
- * -
اى سكّهى ابتلا به نامت * از كوفه بتر بلاى شامت
در كوفه اگر به كنج مطبخ * خولى ننمود احترامت
در شام ، پى تلافى آخر * دادند به طشت زر مقامت
خاكستر و سنگ مردم شام * كردند نثار سر ، ز بامت
بر نى چو مه دو هفته كردند * انگشت نماى خاص و عامت
در بزم شراب ، آسمان كرد * زهر غم و ابتلا به جامت
فرزند حرامزادهى هند * پوشيد نظر ز احتشامت
شد مست و به چوب خيزران كرد * آزرده لبان لعل فامت
شد روز به پيش چشم زينب * چون شام ز رنج صبح و شامت « 2 »
* * *
ماه محرّم :
اى از ازل ز داغ تو آدم گريسته * آدم نه بلكه جملهى عالم گريسته
تا روز حشر ديدهى حواست اشكبار * در ماتم تو بس كه دمادم گريسته
يك سر خليل كرده فراموش از ذبيح * در نار ابتلاى تو از غم گريسته
كروبيان عالم علوى جداجدا * با ساكنان عرش معظم گريسته
اكليل قرب راز سر افكنده جبرئيل * با خيل قدسيان مكرم گريسته
كف الخضيب ساخته از خون خود خضاب * هفت آسمان چو نير اعظم گريسته
هامش
( 1 ) - لغت نامه دهخدا .
( 2 ) - ديوان صامت .