تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 995

مساهمون:

ص٩٩٥

محيط قمى

ميرزا محمد قمى متخلّص به « محيط » و ملقّب به « شمس الفصحا » از شاعران خوش قريحه‌ى دوران قاجار است كه به سال 1250 ه ق در يكى از روستاهاى شهرستان قم متولد شد . تحصيلات خود را در رشته‌ى علوم عقلى و نقلى در قم و اصفهان به پايان رسانيد . سپس به تهران آمد و پس از چندى به جانشينى پدر و برادر خويش كه زندگى را بدرود گفته بودند ، در دستگاه دوستعلى خان معيّر الممالك كه در شمار وزيران و مقرّبان حكومت قاجاريه بود به كار تعليم دوست محمد خان فرزند وى گماشته شد . به علاوه در انجمن شاعران شركت مىكرد و اشعار خود را مىخواند . ميرزا محمد در سال 1317 ه . ق . در قم درگذشت و در مزار شيخان قم به خاك سپرده شد . پس از او ميرزا حيدر على مشهور به « مجد الادبا » و متخلّص به « ثريّا » كه پدر همسر محيط قمى بود ، ديوان او را گردآورى و تدوين كرد . اين ديوان در سال 1362 ه ش . در تهران چاپ و منتشر شده است . « 1 » - * -

عترت ياسين :

نيمه شب بر سرم آن خسرو شيرين آمد * خفته بودم كه مرا بخت به بالين آمد
آمد آن گونه كه تقرير نمودن نتوان * چون توان گفت به تن جان به چه آيين آمد ؟
قامت افراخته ، افروخته رخ ، طرّه پريش * بهر يغماى دل عاشق مسكين آمد
به همه عمر دمى شاد نخواهم دل ريش * تا شنيدم كه مقامت دل غمگين آمد
دل سودا زده طوف سر كوى تو كند * صعوه « 2 » را بين كه به جولانگه شاهين آمد
كسب دولت مكن اى خواجه كه درويشان را * ترك دولت سبب حشمت و تمكين آمد
من و مدّاحى شاهى كه « حسين منّى » « 3 » * مدحتش مادح « 4 » وى ختم نبييّن آمد
آن چنان پاى به ميدان محبّت بفشرد * كه سرش زيب سَنان سپه كين آمد
خامس آل عبا ، شافع كونين ، حسين * كه غلامىِّ درش فخر سلاطين آمد
ما سوايش به ندا ياد كه فرّخ ذاتش * ما سوا را سبب خلقت ديرين آمد
توشه‌ى روز جزا مايه‌ى اميد « محيط »
شيوه‌ى منقبت عترت ياسين آمد « 5 »
* * *
هامش
( 1 ) - فرهنگ شاعران پارسى زبان . ( 2 ) - صعوه : هر پرنده‌ى كوچك و خواننده به اندازه‌ى يك گنجشك را گويند ؛ گنجشك . ( 3 ) - اشاره به حديث نبوى « حسين منّى و انا من حسين » . ( 4 ) - مادح : مدح كننده ، ستايشگر . ( 5 ) - تجلى عشق در حماسهء عاشورا ؛ ص 213 و 214 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 995 | مرضيه محمدزاده