باز برون آمده ماه از نقاب
1666
« ابراهيم سنايى »
باز در جان جهان يكسره غوغاست حسين !
1337
« بهمن صالحى »
باز در خاطرهها ، ياد تو اى رهرو عشق
1344
« محمد رضا شفيعى كدكنى »
باز دميد از افق مهرِ دلاراى دين
1212
« محمد على مردانى »
باز شط تفتيد و ، آب آتش گرفت
1459
« جليل واقع طلب »
بازگشت آن خيل و عالم تيره گشت
1275
« محمد خليل مذنب »
باز ليلى زد به گيسو شانه را
1006
« عمان سامانى »
باز محرم شد و لواى ماتم به پاست
1020
« سيد احمد دهكردى »
باز مىگردد ز عاشورا چه تنها ذو الجناح
1559
« رضا اسماعيلى »
باز مىگردم به كار خويشتن
1538
« محمود رضا اكرامى »
باز هم پژواك گام كيست اين ؟
1592
« عبد الجبّار كاكايى »
باز ياران كربلايى گشتهام
1395
« بهرام سيّاره »
با صدف تا بود برابر چشم
1552
« سهيل محمودى »
با كام تشنه بوسه زدى بر گلوى تيغ
1519
« كريم رجب زاده »
بال فرشته بود كه مىريخت بر زمين
1390
« ضياء الدين ترابى »
بايد از ديده به داغ دل دريغا خون گريست
1303
« احمد نيك طلب »
بتگر بتى تراشد و او را همى پرستد
738
« ناصر خسرو »
بجز حسين نداريم چون طريق نجاتى
1053
« مدرس اصفهانى بيد آبادى »
بخوان حماسهى خونين كربلا با ما
1431
« نصر اللّه مردانى »
بدون دست قشنگتر است
1607
« هادى منوّرى »
براى كيست كه در انس و جان عزاست هنوز
856
« جوهرى »
بردار اى شكسته ! سر از بستر عطش
1628
« بهزاد پور حاجيان »
بر در خيمه ايستاده سوار
1464
« حسين اسرافيلى »
بر قلّههاى مرز محال ايستاده است
1677
« عبد الحميد رحمانيان »
بر لب دريا ، لب دريادلان خشكيده است
1593
« سيد ابو الفضل قدسى »
بزرگبار خدايا بدان نخستين نور
868
« حاوى سنندجى »
بزرگ فلسفهى قتل شاه دين اين است
1187
« خوشدل تهرانى »
بزم آراى قضا در كربلا
1106
« شيخ عبد السّلام تربتى »
بستند صف به عرصهى ميدان چو اشقيا
898
« فدايى مازندرانى »
بس كه دل داشت آرزوى حسين
1268
« على باقر زاده »
بس كه سوداى غم عشق تو در سر دارم
1283
« عباسعلى محمدى »
بسم اللّه مىخوانم قنوت ديگر خود را
1609
« هادى منوّرى »
بسوز اى دل كه امروز اربعين است
1485
« جواد محدّثى »
بسيط روى زمين باز بساط غم است
1073
« كمپانى »
بعد از آن واقعهى سرخ بلا سهم تو شد
1558
« رضا اسماعيلى »
بغضم پر از تهاجم باران است ، در هالهى زيارت عاشورا
1683
« مرضيّه موفق شورجه »
بلبلم و زمزمه سر مىدهم
1307
« محمد حسين بهجتى »
بلور روشن رويا ، چه قدر خوبى تو
1388
« محمد جواد محبّت »
بنال اى دل كه ديگر ماتم آمد
808
« محتشم كاشانى »
بنگر حسين و مكتب با محتواى او
1340
« محمود قارى زاده »
بنواز نائى دل ، نى شور نينوا را
1205
« شكر اللّه از خاك »
بود در گلشن گل پرور خود
1560
« محمود تارى »
بوى بهار مىوزد از دشتها هنوز
1646
« نادر بختيارى »
بوى بهشت مىوزد از كربلاى تو
1175
« رياضى يزدى »
بويى ز خم گيسوى اكبر به من آورد
1027
« طرب شيرازى »
به پا به گودى از آن شد خيام اطهر او
1113
« حبيب يغمايى »
به جولانگاه دشت بىنيازى ، تاختن بايد
1238
« مشفق كاشانى »
به حلق تشنه آن رشك غنچهى سيراب
768
« خواجوى كرمانى »
به خولى بگفت آن زن پارسا
1149
« عبد العلى نگارنده »
به خون در كشيدند اگر پيكرت را
1253
« محمود شاهرخى »
به درياى ولايت ، گوهرم من
1369
« سيد رضا مؤيد »
به زخمهاى تنت چون اشاره مىكردم
1448
« حسين اخوان »
به شكل كفن كرد رختش به بر
1015
« الهامى كرمانشاهى »
به طاق آسمان امشب گل اختر نمىتابد
1431
« نصر اللّه مردانى »
به فتواى عطش رقصيده لب تشنهترى در باد
1628
« بهزاد پور حاجيان »
به گفتار پيغمبرت راه جوى
728
« فردوسى »
به گونهى ماه ، نامت زبانزد آسمانها بود
1513
« سيد حسن حسينى »
به ملتى كه مرامش بود مرام حسين
1150
« عبد العلى نگارنده »
به ميدان مىبرم از شوق سربازى ، سر خود را
1519
« كريم رجب زاده »
به هم صدايى هم مؤمنانه برخيزيد
1553
« سهيل محمودى »
بيابانت كفن شد تا بمانى شعلهور در خون
1685
« سيد محمد ضياء قاسمى »
بيا در كربلا محشر ببين ، كين گسترى بنگر
1038
« ابو القاسم الهامى لاهوتى »
بيا ساقى اى آتش افروز دل
1438
« احد ده بزرگى »
بيا كه جرعه ده بادهى الست ، اينجاست
1214
« عباس حداد كاشانى »
بىپرده تجلّى رخ جانان كند امروز
1181
« حيدر تهرانى »
بىتاب كه او را نكند دير بخواهد
1685
« سيد محمد ضياء قاسمى »
بىتو جز ناله مپندار مرا كارى هست
938
« عبد الجواد جودى خراسانى »
بى تو من در ظلمت شب راه را گم كردهام
1446
« كاظم جيرودى »
بيزارم از پياله و ز ارغوان و لاله
717 ، 732
« كسايى مروزى »