آسمان كبود مىنمود ، آفتاب مىمكيد
1503
« جليل دشتى مطلق »
آسمان كربلا آن روز آتشبار بود
1578
« كاووس حسن لى »
آسمان ، مات و مبهوت مانده است ، در سكوت مهآلود صحرا
1657
« سيّد مهدى حسينى »
آسوده كربلا بهر فعل كه هست
799
« فضولى بغدادى »
آغشته شد به خون ، سرو فرقى كه موى او
794
« اهلى شيرازى »
آفتابى كز تجلّى بىقرينش يافتم
1371
« سيد رضا مؤيد »
آقا ! ، هنوز وقت است
1661
« عبد الرّضا شهبازى »
آمد آن عباس ، مير عاشقان
903
« سروش اصفهانى »
آمد آن ماه كه خوانند مه انجمنش
1177
« قاسم رسا »
آمد عشور و در همه ماتم گرفته است
795
« اهلى شيرازى »
آمد كه سر فرازد و آمد كه جان دهد
1222
« قاسم سيّاره »
آمد محرّم و باز چون ابر نو بهارى
941
« عنقا »
آمده بود ، از دور دست خويش
1496
« محمد رضا سنگرى »
آنان كه با اراده جهان زيرورو كنند
1155
« محمد شرمى »
آنان كه ديده حاصل دنيا و دين ، حسين
783
« شاه داعى شيرازى »
آنچ آمدست بر تنم از چرخ نامدست
750
« رشيد الدين و طواط »
آنچه از من خواستى ، با كاروان آوردهام
1380
« محمد على مجاهدى »
آنچه در سوگ تو اى پاكتر از پاك گذشت
1430
« نصر اللّه مردانى »
آن حسينى كه به جسم همه عالم جان است
1277
« سيد محمد خسرو نژاد »
آن دستهبند لالهى بستان « هَلْ أَتى »
766
« خواجوى كرمانى »
آن روز در جام شفق مُل كرد خورشيد
1456
« محمد على معلّم دامغانى »
آن شب امير قافله سفره ماه را گشود
1573
« مجيد نظافت »
آن شب كه شب از حادثه اقبال سحر داشت
1275
« محمد خليل مذنب »
آن شنيدى كه حيدر كرّار
735
« خواجه عبد اللّه انصارى »
آن شه دين كه سرم باد فداى سر او
1399
« اكبر قلم سياه »
آن صانعى كه زيور هفت آسمان دهد
1347
« احمد مشجّرى »
آن عاشق بزرگ چو پا در ركاب كرد
1388
« محمد جواد محبّت »
آن قوى پنجه كه آزردن دلهاست فنش
996
« محيط قمى »
آن كه از پيشش سلام آوردهاى
722
« عمان سامانى »
آن كه بُد گوهر درياى حيا زينب بود
1072
« تائب تبريزى »
آن كه بر سينه و بر دوش نبى جايش بود
1174
« رياضى يزدى »
آنكه را بود مَهر مادر ، آب
1505
« جواد جهان آرايى »
آنگاه آسمان به زمين كوچيد
1587
« اسماعيل امينى »
آن مشت آب ، اگر به لبها مىرسيد
1642
« حميد رضا شكارسرى »
آن مير عرب ، فخر عجم ، ثانى حيدر
1130
« سيد محمد هاشمى »
آه از آن روز كه در دشت بلا غوغا بود
« نيّر تبريزى »
آه از دمى كه فتنهى حرب آشكار شد
814
« شفايى اصفهانى »
آه اى كهنه ديوار ويران
1550
« محمد حسين صادقى »
آهى اگر برآمده از جان كيستى
1676
« محسن حسن زاده ليله كوهى »
آى دوزخ سفران ! گاه دريغ آمده است
1634
« محمد كاظم كاظمى »
آيينه شدى تا كه خدا در تو درخشيد
1559
« رضا اسماعيلى »
ابتداى كربلا غدير نيست ، كربلا بهانهى وجود بود
1625
« محمد حسين جعفريان »
ابتداى كربلا مدينه نيست ، ابتداى كربلا غدير بود
1580
« عليرضا قزوه »
ابو حمزه كو عارف راه بود
1017
« الهامى كرمانشاهى »
از آن زمان كه خزان گشت نو بهار حسين
1126
« صغير اصفهانى »
از ازل عشق روانپرور و جان افزا بود
1192
« احمد ناظر زاده كرمانى »
از بر زين چون شه عشق آفرين
1094
« حكيم الهى قمشهاى »
از بلا پروا كجا دارد دل دريايىات
1293
« سيميندخت وحيدى »
از پى اعوان و اخوان سعيد
1132
« آية اللّه آيتى بيرجندى »
از پى قتلم به كف چو تيغ ابرو برگرفتى
1160
« هادى پيشرفت »
از تنور خولى امشب مىرود تا چرخ ، نور
1172
« عبد الرحمن پارسا تويسركانى »
از حجِ خانهاى كه به جز بام و در نبود
1458
« جليل واقع طلب »
از حديث شهدا مختصرى مىشنوى
890
« داورى شيرازى »
از حريق سبز ياد تو جهان آتش گرفت
1519
« كريم رجب زاده »
از حريم كعبه عزم كربلا دارد حسين
1367
« محمد حسن حجتى »
از خون تو شمشير وضو بگرفتهست
1429
« سيد هاشم نبى زاده »
از دو شهيد عشق : على و حسين ( ع ) او
1158
« شهريار »
از راه مىرسند پدرها غروبها
1587
« اسماعيل امينى »
از ساغر آفريدند روزى كه تيغ ما را
1649
« احد سردرودى »
از عاشوراى آن سال به خون آغشته تاكنون
1485
« جواد محدّثى »
از عمق درد غريبانه ، كربلا تو بگو
1684
« سارا حيدرى »
از قيام كربلا و نهضت سرخ حسين
1280
« خداداد نورايى اراكى »
از گريبان افق خون سركشيد
1271
« محمد خليل مذنب »
از گهواره تا بلوغ ، راهى است
1606
« هادى منوّرى »
از موج فتنه چشم جهان غيرت يم است
1228
« مشفق كاشانى »
از هجر كرب و بلاست دل بيقرار ، حسين
1284
« هاشم شكوهى »
اسلام را در كربلا تفسير كردند
1279
« خداداد نورايى اراكى »
افتاد چشم نافذِ تو چون به روى آب
1281
« خداداد نورايى اراكى »
افتاد شامگه به كنار افق نگون
852
« طراز يزدى »
اكبر آن آيينهى رخسار جد
964
« نيّر تبريزى »